تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
و المغايرة من وجه آخر كما يكون بين المشتقات و الذوات و لا يعتبر معه ملاحظة التركيب بين المتغايرين و اعتبار كون مجموعهما بما هو كذلك واحدا بل يكون لحاظ ذلك مخلا لاستلزامه المغايرة بالجزئية و الكلية و من الواضح ان ملاك الحمل لحاظ بنحو الاتحاد بين الموضوع و المحمول مع وضوح عدم لحاظ ذلك فى التحديدات و ساير القضايا فى طرف
شرح
بايد اتحاد باشد از انواع اتحادات صدورى يا حلولى يا انتزاعى يا غيره و از جهت مفهومى تغاير كما اينكه اين مطلب هست در بين مشتقات كه حمل مىشوند بر ذوات مثل زيد قائم كه مفهوما معناى زيد غير قائم است و معنى قائم هم غير زيد است و تغاير دارند ولى در خارج زيد با قائم متحد شده‌اند و يكى شده‌اند در اينجا مصنف جواب صاحب فصول را داده است كه او گفته ما اولا در هر حملى موضوع و محمول را جمع مىكنيم و مركب مىكنيم آنها را و اعتبار مىكنيم مجموع اين موضوع و محمول را شىء واحد و بعد از او حمل مىكنيم مصنف جواب مىدهد كه اين ملاحظه كردن تركيب بين متغايرين و اينكه معتبر بدانيم مجموع آنها را يعنى موضوع و محمول كه متغاير هستند اول جمع كنيم آنها را و يك جمله حساب كنيم صحيح نيست بلكه اين ملاحظه تركيب جمعى مخل است چونكه لازم مىآيد مغايرة پيدا كند مغايرة جزء و كل كه جزء حمل بر كل نمىشود و صحيح نيست بگوئيم زيد يد و بالعكس و از واضحات است كه آنكه ملاك حمل ملاحظه كردن اتحاد است بين موضوع و محمول از اقسام اتحاداتى كه ذكر شد قوله مع وضوح عدم لحاظ ذلك با اينكه واضح است كه اين ملاحظه تركيب جمعى صحيح نيست در تحديدات كه متشكل از حد تام و حد ناقص است و ساير قضايا كه حمل شايع صناعى باشد اين تركيب جمعى صحيح نيست نه در طرف موضوع آنها و نه در طرف محمول آنها بلكه فقط ما ملاحظه نفس معناى