تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
المشتق يكون لا به شرط و المبدا يكون به شرط لا اى يكون مفهوم المشتق غير آب عن الحمل و مفهوم المبدا يكون آبيا عنه .
شرح
ذات است نه بعوارض كما اينكه اين مطلب ظاهر مىشود از كلام اهل معقول كه فرق گذارده‌اند بين جنس و فصل و بين ماده و صورة كه فرق در اينجا از جهت ذات است نه عوارض مثلا جنس حمل بر فصل مىشود و مىتوانيم بگوئيم الناطق حيوان يا الانسان حيوان و لكن حمل ماده بر صورة يا صورة بر ماده ممكن نيست كه بگوئيم المادة صورة و يا الصورة مادة و حاصل آنچه كه از فرمايش فلاسفه و حكما در مىآيد آنست كه جنس و فصل و ماده و صورة در خارج يك شىء واحد هستند و موجودان بوجود واحد و وجود آنها وجود اتحادى است يعنى وجود جنس در خارج عين وجود فصل است نه آنكه جنس و فصل موجود باشند به دو وجود كه وجود انضمامى باشد بلكه وجود آنها وجود اتحادى است ولى از براى جنس و فصل لا به شرط ملاحظه شده است از اين جهت است كه حمل جنس بر فصل جايز است و مىتوانيم بگوئيم الناطق حيوان يا الانسان حيوان ناطق كه هر دو آنها را حمل بر انسان بكنيم بخلاف ماده و صورة كه حمل هركدام بر ديگرى ممكن نيست و جايز نيست بگوئيم المادة صورة يا الصورة مادة چون به شرط لا در آنها اخذ شده است و لو آنكه ماده با جنس در خارج يك شىء هستند و صورة و فصل ايضا در خارج يك شىء هستند ولى حمل ماده بر صورة و صورة بر ماده گفتيم ممكن نيست . و جواب از آنها كما آنكه اولا گذشت فرق بين مشتق و مبدأ او آنست كه در مشتق ذات ملاحظه شده است و اگر ذات را در مفهوم مشتق نگيريم حمل آن ممكن نيست و لو آنكه هزاران لا به شرط در او اعتبار شود كما آنكه گذشت پس فرق بين مشتق و مبدأ آنست كه در مبدأ ذات معتبر نيست ولى در مشتق ذات
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 197 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى