تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
موارد للنظر تظهر بالتامل و امعان النظر . الرابع لا ريب فى كفاية مغايرة المبدا مع ما يجرى المشتق عليه
شرح
و يكى از اين‌ها خاص است كه ناطق باشد و حساس عام است كه شامل غير ناطق هم مىشود يك جهت ديگرى كما آنكه ذكر شد قرار داده است محمول را جزء و حال آنكه جزء حمل بر كل نمىشود كما آنكه گذشت يك جهت ديگر قرار داده است انسان را مركب از بدن و نفس و حال آنكه اين‌چنين نيست جهت ديگر قرار داده است بين جسم و بدن و بين نفس و ناطق لا به شرط و به شرط لا با آنكه جسم اعم از بدن است و همچنين نفس هم اعم از ناطق است كسى خواسته باشد رجوع كند بكتاب فصول و اين مطالب از آنجا بيان شده است .

[ حمل صفات الهى بر ذات اقدس ]

قوله : الرابع لا ريب فى كفاية الخ چهارم اينكه در حمل مشتق كافى است كه مبدأ با آن ذاتى كه مشتق بر او حمل مىشود مغايرة مفهومى داشته باشند اگرچه در خارج با هم متحد باشند و عينيت داشته باشند مثل صفات ذاتى كه هست براى ذات اقدس الهى كه در خارج عينيت دارند يعنى ذات اقدس الهى با قدرت او با علم او يكى است در خارج و دو تا نيستند مثل علم و قدرت ما كه در خارج دو چيز هستند . ولى اين صفات در مفهوم با هم مغايرة دارند يعنى در معنى علم با عالم دو معنى دارند و همچنين قدرت و قادر و كذا البواقى پس صدق صفات اقدس الهى مثل صفات ذاتى مثل عالم و قادر از صفات كمال و جلال كه اين‌ها را صفات ثبوتيه هم مىنامند مقابل صفات سلبيه مثل عدم شريك و عدم نظير و غيره و لو صفات جلال كه مصنف ذكر نموده از صفات سلبيه است نه صفات ثبوتيه . و حاصل آنكه صفات ثبوتيه مثل عالم و قادر بنا بر آنچه كه اهل حق قائلند عينيت خارجيه دارند در ذات اقدس الهى و مبدأ در اين‌ها كه قدرت و علم باشد