و صاحب الفصول ره حيث توهم ان مرادهم انما هو بيان التفرقة بهذين الاعتبارين به لحاظ الطوارى و العوارض الخارجية مع حفظ مفهوم واحد اورد عليهم بعدم استقامة الفرق بذلك لاجل امتناع حمل العلم و
شرح
معتبر است .
و ثانيا در مثل مشتق و مبدأ وجود عرض با معروض خودش دو وجود هستند و وجود آنها وجود اتحادى نيست بلكه وجود انضمامى است و لذا وجود خود زيد با وجود زدن زيد دو شىء هستند در خارج ولى بخلاف جنس و فصل كه گفتيم اينها وجود اتحادى دارند .
و ثالثا اين مطلب تمام نيست در مشتقات اعتباريه مثل امكان و وجوب و ملكيت و امثال اينها كه امور اعتباريه مىباشند و فقط وجود خارجى آنها منشأ اعتبار آنهاست نه خود آنها و خود آنها وجود خارجى ندارند تا آنكه بگوئيم وجود آنها با منشأ اعتبارشان وجود اتحادى دارند يا انضمامى
و رابعا اين مطلب اگر درست باشد در مثل اسماء آلت و اسم زمان و مكان ممكن نيست چونكه فعلى كه واقع شده است در يك زمانى يا در يك مكانى عين وجود آن زمان و مكان نيست آن فعل و مختلف هستند بلا اشكال كما لا يخفى