تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
و صاحب الفصول ره حيث توهم ان مرادهم انما هو بيان التفرقة بهذين الاعتبارين به لحاظ الطوارى و العوارض الخارجية مع حفظ مفهوم واحد اورد عليهم بعدم استقامة الفرق بذلك لاجل امتناع حمل العلم و
شرح
معتبر است . و ثانيا در مثل مشتق و مبدأ وجود عرض با معروض خودش دو وجود هستند و وجود آنها وجود اتحادى نيست بلكه وجود انضمامى است و لذا وجود خود زيد با وجود زدن زيد دو شىء هستند در خارج ولى بخلاف جنس و فصل كه گفتيم اين‌ها وجود اتحادى دارند . و ثالثا اين مطلب تمام نيست در مشتقات اعتباريه مثل امكان و وجوب و ملكيت و امثال اين‌ها كه امور اعتباريه مىباشند و فقط وجود خارجى آنها منشأ اعتبار آنهاست نه خود آنها و خود آنها وجود خارجى ندارند تا آنكه بگوئيم وجود آنها با منشأ اعتبارشان وجود اتحادى دارند يا انضمامى و رابعا اين مطلب اگر درست باشد در مثل اسماء آلت و اسم زمان و مكان ممكن نيست چونكه فعلى كه واقع شده است در يك زمانى يا در يك مكانى عين وجود آن زمان و مكان نيست آن فعل و مختلف هستند بلا اشكال كما لا يخفى

[ رد صاحب فصول در فرق بين مشتق و مبدئه ]

مطلب ديگر آيا مبدأ مشتقات اسم مصدر است يا خود مصدر يا افعال او يا آنكه هركدام اصلى برأسه هستند و هيچ‌كدام مبدأ براى ديگرى ممكن نيست بشود و مخفى نماند ما اگر شىء را مبدأ اشياء ديگرى گرفتيم قهرا بايد ماهيت مهمله از حيث هيئت و صورة و ماده گرفته شود و هيچ خصوصيتى نه در هيئت و نه در ماده گرفته شود مثلا اگر گفتيم منشأ درب و پنجره و تخت و - صندلى و غير اين‌ها چوب است قهرا بايد چوب لا به شرط باشد از حيث تمام هيئات و صورى كه بر او وارد مىشود و اين معنى نه در اسم مصدر است و نه در