نعم لو اريد مثلا من عينين فردان من الجارية و فردان من الباكية كان من استعمال العينين فى المعنيين الا ان حديث التكرار لا يكاد يجدى فى ذلك اصلا فان فيه الغاء قيد الوحدة المعتبرة ايضا ضرورة ان التثنية عنده انما تكون لمعنيين او لفردين بقيد الوحدة و الفرق بينها و بين المفرد انما يكون فى انه موضوع للطبيعة و هى موضوعة لفردين منها او معنيين كما هو اوضح من ان يخفى .
شرح
كه آن زيد ابن حسن و اين زيد بن على است كه در خارج تباين دارند .
قوله : مع أنّه لو قيل الخ و يا آنكه اگر گفته شود كه تأويل هم نمىبريم و كافى است فقط اتحاد در لفظ داشته باشند در استعمالشان حقيقتا به حيثى كه جايز باشد از تثنيه عين حقيقة عين جاريه و عين باكيه يعنى همينقدر كه اتحاد در لفظ داشته باشند بس است مىتوانيم اراده اكثر كنيم در حالى كه به اين نحو نمىباشد از باب استعمال لفظ در اكثر چون خود هيئت تثنيه و جمع دال بر اراده متعدد هستند از مفردشان نه اينكه ما اراده متعدد كرده باشيم مثل الف در حال رفع در تثنيه و و او در جمع در حال رفع و ياء در هر دو در حال نصب و جر كه دال بر تثنيه و جمع است پس مىباشد استعمال اين تثنيه و جمع و اراده متعدد از معانى استعمال خود تثنيه و جمع در معنى واحد است كما آنكه اگر استعمال بشوند اين تثنيه و جمع در آنجائى كه مقصود است و معنى افراد هم يكى است چنان كه مخفى نيست .
و حاصل آنكه در تثنيه و جمع اتحاد لفظى كافى است و لو در معنى مختلف باشند كما آنكه ذكر كرد مصنف در عين جاريه و عين باكيه .
قوله : نعم الخ - بله اگر اراده كنيم مثلا از عينين دو فرد از جاريه را و دو فرد از باكيه را كه چهار عدد بشود در اين حال مىباشد از استعمال تثنيه عينين در