تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
و الاختلاف بين الشرع و العرف فيما يعتبر فى تأثير العقل لا يوجب الاختلاف بينهما فى المعنى بل الاختلاف فى المحققات و المصاديق و تخطئة الشرع العرف فى تخيل كون العقد بدون ما اعتبره فى تأثيره محققا لما هو المؤثر كما لا يخفى فافهم .
شرح
هست و ليكن فاسد است و اما اگر اين اسامى معاملات وضع شده باشند براى اسباب كه ايجاب و قبول باشد مثل اشتريت و بعت و غيره يا ايقاع باشد مثل صيغه طلاق يا عتق و غيره اگر اسامى معاملات براى اين اسباب وضع شده باشد در اينجا مجالى هست براى اينكه اشكال و اختلاف بشود در او لكن بعيد نيست كه ادعاء كنيم در اينجا وضع اسامى معاملات بر اسباب براى صحيح است چون نتيجه كه مسببات باشند از اسباب صحيحه بدست مىآيد نه فاسد و بمعنى ديگر آن قصد و سببى كه عقد مؤثر باشد براى اثرى شرعا و عرفا او صحيح است كه لفظ وضع شده براى صحيح آن و دليل بر اينكه وضع شده‌اند براى صحيح همان ادله‌اى است كه براى صحيح در عبادات آورديم از تبادر و صحة سلب و غيره .

[ اختلاف شرع و عرف در مصاديق معاملات ]

قوله : و الاختلاف بين الشرع و العرف - الخ و بعد از اين اختلافى كه در بين شرع و عرف هست مثلا شرع مىگويد بيع ربوى بيع نيست و عرف مىگويد بيع است يا نجاسات مثل خمر و غيره بيع نمىشود شرعا درحالىكه عرف بيع مىداند اين اختلاف در مصداق خارجى است و موجب اختلاف در مسمى و معنى نمىشود يعنى بيع را هر دو قبول دارند ولى در اين مصداق خارجى شرع مىگويد بيع نيست و عرف بيع مىداند و تخطئه كرده است شرع عرف را در اينكه عرف خيال مىكند اگر فلان شرط نباشد باز بيع