تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
خصوص الصحيح من الطائفة الاولى و نفى الصحة من الثانية لشيوع استعمال هذا التركيب فى نفى مثل الصحة او الكمال خلاف الظاهر لا يصار اليه مع عدم نصب قرنية عليه .
شرح
ظهور دارد در اثبات بعضى خواص و آثار براى مسميات صحيح يعنى چون اخبارى كه خواص صلاة را بيان مىكنند در مثل الصلاة عمود الدين صلاة صحيح را مراد است و يا الصلاة معراج المؤمن كه اين هم صلاة صحيح مراد است و الصوم جنة من النار كه صوم صحيح مراد است و غيره از اخبارى كه دال بر آثار صحيح است و در ثانى نفى ماهيت و طبيعت آن مسمى را مىنمايد در مثل لا صلاة الا بفاتحة الكتاب كه مىگويد اگر فاتحةالكتاب كه جزء از اجزاء نماز است نباشد اصلا حقيقت و طبيعت نماز نيست و غيره از مثالهايى كه وارد شده و مىفهماند - كه اگر جزئى يا شرطى را نداشته باشد اصلا آن مسمى نيست چونكه اصل لا حقيقت در نفى جنس است و نفى حقيقت است نغيره و اگر كسى اشكال كند كه در اولى يعنى اثبات بعضى خواص و آثار در آنجا اراده خصوص صحيح شده يعنى گفته است الصلاة معراج مؤمن آن صلاة صحيح است نه اينكه اگر معراج مؤمن نشد اصلا صلاة نيست بلكه مراد مسمى صلاة هست ولى صلاة صحيح اراده شده براى معراج مؤمن و در ثانى كه نفى ماهيت باشد در آنجا هم نفى مسمى و ماهيت صلاة را نمىكند در مثل لا صلاة الا بفاتحة الكتاب بلكه مىگويد صلاة اگر بدون فاتحةالكتاب شد صحيح نيست نه اينكه اصلا مسمى نماز نمىباشد چونكه از اين استعمالها كه گفته شد نماز نيست و در واقع مراد صحيح يا كامل يا غيره مىباشد زياد است اين حرف خلاف ظاهر است چونكه اگر مراد همين حرف شما مىبود هرآينه مىبايست قرينه‌اى بياورد و چون بدون قرينه است خلاف ظاهر كلام است