ودر اخبار خطبهء وِداعيهء پيامبر اسلام ، چنين آمده [ است ] :
« أيّها الناس ، ما من شيء يقرّبكم إلى الجنّة ويبعّدكم عن النار إلّاو قد أمرتُكم به ، وما من شيء يقرّبكم إلى النار ويبعّدكم عن الجنّة إلّا وقد نهيتُكم عنه » « 1 »
: [ اى ] مردم ! در دوران چند سالهء نبوّت ورسالت ، هيچ عمل قلبي وخارجي ، فردى واجتماعي ، كه وسيلهء استحقاق بهشت ودور شدنِ شما از جهنّم باشد ، نمانده ، مگر آن كه شما را به انجام آن فرمان دادم ؛ وهيچ عملِ عكس آن نيز نمانده ، جز آن كه از آن ، بر حذر داشتم .
وبالجملة ، در اين كه اسلام ، دين جامعُ الأطراف وتامّ وكامل است ، احدى از مسلمين ، مخالف نيست ؛ وادلّهء بسيارى « 2 » در اين باب ، مذكور است . حال يكى از كارهايى كه مىشود از بشر يا بشرها صادر شود ، تصدّى حكومت وولايت بر جامعهاى - اعمّ از كوچك وبزرگ - است ؛ وهمچنين منتخب ومنصوب شدن براي پُستها از طرف مقامي بالاتر ونيز پذيرش يك ملّت ، ولايت وحاكميّت شخصي را ؛ [ كه ] هر يك از أمور فوق ، كارى است از كارها ؛ وواقعهاى است از وقايع ، كه اتّفاق مىافتد .
وتوهّم اين كه هيچ يك از اين موضوعات ، از زمان غيبت امام معصوم تا زمان ظهور أو ، پيش نيامده ونخواهد آمد ، بي ترديد ، باطل است .
چنانچه اگر گفته شود : اسلام ، براي اين أمور ، حكمي تعيين نكرده - يعنى همهء حوادث را زير نظر گرفته وحلال وحرام وحقّ وباطل آنها را تعيين نموده ، جز أمور فوق - باز مطلبي است باطل ؛ زيرا چنانچه گفته شد ، چگونه مىشود براي كوچكترين حادثهاى حكم ويا احكامى أنشأ شود ومورد غفلت قرار نگيرد ، ولى براي بزرگترين حادثهاى كه زير چتر آن ، هزاران حوادث پنهان است ، حكمي
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 5 ، ص 83 ، ح 11 ؛ عدّة الداعي ، ص 83 ؛ عوالي اللآلي ، ج 3 ، ص 202 ، ح 33 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 30 ، ح 14655 به نقل از أبو القاسم كوفي در كتاب اخلاق ( ودر همهء موارد ، با اختلاف در برخى ألفاظ ) . .
( 2 ) . در أصل : « زيادى » . .