نيز بر آن درفش كاويانى اطلاق مىنمايند و اينها بنابر آنچه در برهان قاطع است ، نام علم افريدون باشد و آن از كاوهء آهنگر اصفهانى بود كه پادشاهان عجم بعد از شكست ضحّاك ، آن را بر خود شگون گرفته بودند و آن چرمى بود كه كاوهء آهنگر هنگام كار كردن بر ميان خود مىبست .
گويند حكيمى در علوم طلسمات به غايت ماهر بوده و به شكل صددرصدى بر آن نقش كرده بود . بعضى گويند شكلى از سوختگىهاى آتش در آن چرم به هم رسيده بود كه اين خاصيّت را داشت ؛ يعنى هر جنگ كه آن همراه بود ، فتح مىشد ، آن را مرصّع كرده بودند و در زمان حضرت رسالتپناه صلّى اللّه عليه و إله به دست مسلمانان افتاد ، آن را پاره پاره نمودند و بر مسلمانان قسمت كردند .
اين ناچيز گويد : ظاهر اين است كه مراد صاحب برهان قاطع از زمان حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و إله زمان اسلام باشد ، زيرا افتادن آن بيرق به دست مسلمين در زمان خلافت عمر بن الخطاب بوده ، كما لا يخفى على الواقف بالسير و التواريخ .
از بعضى از تواريخ معتبر نقل شده : از جمله مقاماتى كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام اعمال علم جفر فرموده و آن را به مردم ارائه نموده ؛ پر كردن عدد پوستى است كه در مقابل علم كاوهء آهنگر اصفهانى ترتيب داد كه بدين واسطه لشكر اسلام بر لشكر فرس و عجم غلبه نمودند .
كيفيّت اين اجمال آن است كه ضحّاك كه على الاصح خواهرزادهء جمشيد و برادرزاده شدّاد ، صاحب بهشت ارم است ؛ مردى متهوّر و سفّاك بود كه به او بيور اسب ؛ يعنى صاحب دههزار اسب مىگفتند ؛ چون هميشه در اصطبل او دههزار اسب بسته بود و عجم به او ده آك ؛ يعنى صاحب ده عيب مىگفتند ، آن عيوب اين است :
1 - قلّت حيا
2 - قصر قامت
3 - كثرت اكل
4 - زشتى صورت
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 510
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٥١٠