تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما
، به آن اشاره شده است ، چون اهل انطاكيه بر نزول اين آيهء شريفهء فاضحه واقف شدند و دانستند اين عار و شنار تا انقراض عالم بر آن‌ها ثابت است كه دو پيغمبر جليل از ايشان طلب طعام نمايند و ايشان ابا و امتناع ورزند ، پس يك بار شتر زر سرخ ؛ چنان‌كه در كتاب نزهت المجالس شيخ عبد الرحمان صفوى است يا مالى بسيار ، چنان‌كه در تفسير مزبور است ، خدمت جناب ختمىمرتبت روانه نمودند و از حضرت مسؤول داشتند كلمهء
فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما
را كه به باى موحّده تحتانيّه است و بر نحالت و نان كورى اهل آن قريه دلالت دارد و در نكوهش اهل انطاكيه ، بهتر از اين كلمه نشايد ادا نمود ؛ به
فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما
« 1 » كه به تاى مثنّات فوقانيّه است ، تبديل فرمايد تا بر سخاوت ، جود و نان‌دهى اهل آن قريه دلالت نمايد و اين مدحى براى ايشان باشد . آن بزرگوار اموال ايشان را ردّ نموده ، فرمود :
ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي
« 2 » من نتوانم از خود و بدون اجازهء حضرت پروردگار قرآن مجيد را تغيير و تبديل دهم ، اگرچه به يك نقطه باشد . اهل انطاكيه چون چنين ديدند ، مأيوسانه اموال را برداشته ، مراجعت كردند .

[ مرد يهودى در مجلس مأمون ]

نقل سديد احرى بالتأييد سزاوارتر از قضيّهء مذكور در تأييد و تشييد برهان مذكور ، قضيّه‌اى است كه بيهقى آن را در شعب الايمان نقل نموده كه يحيى بن اكثم گويد : مردى يهودى بر مأمون وارد شد و چون بناى سخن گذارد ، مأمون او را در نهايت فصاحت و بلاغت يافت ، لذا او را به اسلام دعوت نمود . مرد يهودى ابا ورزيد ، چون يك سال گذشت ، دوباره آن يهودى در محضر مأمون حاضر شد ، درحالىكه اسلام آورده و فصلى مشبع از علم فقه را
هامش
( 1 ) . سوره كهف ، آيه 77 . ( 2 ) . سوره يونس ، آيه 15 .