اسلام تمام نيست ، بلكه غلط و باطل است ، زيرا جايز است آيات محتجّ بها الحاقى باشند كه بعضى از مسيحيّين از اهل دين و ديانت در آخر قرن دوّم يا در قرن سوّم علاوه كردند در مقابل فرقهء ابى ونيّه ، مارسيوليّه و مانى كيز .
اين تحريف به جهت تأييد مسألهء مقبول بعد از ايشان رجحانى پيدا كرد ، چنانكه در مقابل فرقهء ايرين ديوتى كنيس اين كار را كردند و اين تحريفات بعد از ايشان ترجيحى پيدا كرد ، زيرا فرق سهگانهء مذكور كلّا يا بعضا منكر كتابهاى عهد عتيق بودند . انكار آنها را در جواب مغالطهء اوّل دانستى ، بلكه در تاريخ خود در بيان حال فرقهء مارسيونيّه گويد :
اين فرقه به دو خدا اعتقاد داشتند ؛ يكى خالق خير ، دوّم خالق شرّ و مىگفت :
تورات و ساير كتابهاى عهد عتيق را خداى دوّم ؛ يعنى خالق شرّ داده و همهء اينها مخالف عهد جديد مىباشند ، انتهى .
لاردنر در صفحهء چهارصد و هشتاد و ششم از مجلّد هشتم تفسير خود در بيان حال اين فرقه نوشته : اين فرقه مىگفت : خداى يهود غير از پدر عيسى عليه السّلام است و عيسى عليه السّلام براى محو شريعت موسى عليه السّلام آمده ، زيرا شرع موسى عليه السّلام مخالف انجيل است ، انتهى .
ايضا لاردنر در مجلّد سوّم از تفسير خود ، در بيان حال فرقهء مانى كيز نوشت :
مورّخين اتّفاق دارند تمام اين فرقه ، كتب مقدّس عهد عتيق را در همهوقت قبول نداشت و در اعمال اركلاس عقيدهء اين فرقه به اين نحو نوشته شده : شيطان ، انبياى يهود را خدعه كرد ، شيطان با موسى عليه السّلام و با ساير انبياى يهود تكلّم نمود ، اين فرقه به آيهء هشتم از باب دهم انجيل يوحنّا متمسّك مىشد كه مسيح به ايشان فرمود : انبياى يهود راهزن و دزد مىباشند .
اين ناچيز گويد : اين آيه به اين نحو است كه عيسى عليه السّلام فرمود : هشتم جميع كسانى كه پيش از من آمدند ، دزد و راهزن هستند و گوسفندان سخن ايشان را نشنيدند ، انتهى .
ثانيا : گوييم هرگاه از الحاقيّت و غير الحاقيّت ، تغيير و تبديل قطعنظر نماييم ، باز مىتوانيم بگوييم سند تمامى اين كتب از فرمايشات مسيح عليه السّلام ثابت نمىشود ، زيرا
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 499
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٩٩