عزّتت را دايمى گرداند ! از بعضى فقها بپرس آيا شخصى كه نماز مىگزارد ، از تشهّد فارغ گشته ، براى ركعت سوّم برمىخيزد ، تكبير گفتن برايش واجب است ؟ زيرا بعضى اصحاب ما گفتهاند : تكبير بر او واجب نيست و كافى است كه بگويد : بحول اللّه و قوّته أقوم و أقعد .
جواب : و أقعد فكتب إنّ فيه حديثين أمّا أحدهما فإنّه إذا انتقل من حالة إلى حالة أخرى فعليه التّكبير و أمّا الآخر فإنّه روي إذا رفع رأسه من السّجدة الثّانية و كبّر ثمّ جلس ثمّ قام فليس عليه فى القيام بعد القعود تكبير و كذلك التّشهّد الأوّل يجري هذا المجرى و بأيّهما أخذت من جهة التّسليم كان صوابا ؛ در اين خصوص دو حديث است ؛ يكى اين است ؛ چون مصلّا از حالتى به حالت ديگر منتقل شد ، هرآينه تكبير بر او واجب مىباشد و ديگر اينكه چون از سجدهء دوّم سر برداشت ، تكبير گفت ، نشست و بعد از آن برخاست ، براى برخاستن بعد از نشستن بر او تكبير لازم نمىشود ، همچنين تشهّد اوّل اين صورت را دارد . هركدام از اين دو حديث را قبول نموده ، عمل كنى ، صواب و صحيح خواهد بود .
سؤال : اگر شخصى در حال نماز انگشترى كه نگينش خماهن است ، در انگشت داشته باشد ، نمازش صحيح است يا نه ؟
بدان خماهن دو قسم سنگ است ؛ يكى نر و ديگرى مادّه . اگر آنها را باب سحق كنند ، آب يكى زرد و ديگرى سرخ مىباشد و اگر در كاسهاى كه از آنها ساخته شده ، شراب خورده شود ، مستى نمىآورد .
جواب : فيه كراهة أن تصلّى فيه و فيه اطلاق و العمل على الكراهة ؛ نماز كردن با آن مكروه و آن مطلق است ؛ يعنى مكلّف نسبت به آن مطلق العنان است ؛ يعنى حرام نيست ، لكن عمل بر كراهت است .
سؤال : اگر مردى از ديگرى خواهش نمايد اشترى به جهت هدى براى من بخر و در منى نحر كن ، او بخرد و هنگام نحر نام آن مرد را فراموش نمايد ، اشتر را نحر كند و بعد نام او به خاطرش افتد ؛ آيا اين هدى از جانب آن مرد مجزى و كافى مىشود يا نه ؟
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 845
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٨٤٥