چنانكه اعتقاد به آن ، ضرورى مذهب شده ، بعد از اين براى عقل تصرّفى نمىماند تا در وجود آن خدشه كند ، يا اصل حقيقت رجعت را انكار نمايد .
[ تقدّم رجعت امام حسين ( ع ) ] 16 نجمة
مخفى نماند كه رجعت براى حضرت ابا عبد اللّه عليه السّلام ، مقدّم بر همه واقع گرديده ، براى همان علّت كه سابقا ذكر شد و حاليّه اشاره مىشود كه وجود حضرت خاتم الاوصيا از نضج طينت حضرت ابا عبد اللّه عليه السّلام كه مجمع انوار خمسه بوده ، به وجود آمده ، زمان ارتحال او كه نزديك شده ، امانت نوريّه را به مركز برگردانده ، چون از اينجا به او رسيده ، دوباره به او برگشته ، لذا آن وجود مبارك را نظر گرفته ، زنده نمود ، قائم مقام خود گرداند ، تا آنكه بعد از ارتحال او ، زمين خالى از حجّت نماند .
شايد به همين جهت در حيات حضرت ، آن وجود رجعت مىكند . حضرت ، امر سلطنت را به او واگذار مىكند ، خودش ارتحال مىنمايد . سيّد الشهدا او را غسل مىدهد ، كفن مىكند ، نماز مىخواند و دفن مىنمايد .
بر رجعت حضرت مستور نماند كه تمام اصحاب آن حضرت نيز رجعت مىكنند ، حتّى تمام مؤمنين و مواليان ايشان . حضرت امير المؤمنين هم رجعت مىكند ، سيّد الشهدا عليه السّلام را يارى مىنمايد تا كشته مىشود ، سيّد الشهدا عليه السّلام او را كفن و دفن مىكند . در دفن حضرت پيغمبر ، فاطمهء زهرا و حضرت مجتبى ، حتّى خاتم الاوصيا رجعت مىكنند ، در تجهيز او حاضر مىشوند و در ارض غرّى كه مدفن فعلى مىباشد ، او را دفن مىنمايد . همچنين يزيد و اتباعش هم رجعت دارند ، با ابا عبد اللّه عليه السّلام محاربه مىكنند ، مغلوب مىشوند . عيالات ايشان را اسير مىكنند ، برعكس كربلا ، طابق النعل بالنعل . از اين نكته هويدا گرديده كه رجعت ابا عبد اللّه ملزوم رجعت اصحاب او ، مؤمنين ، يزيد و اتباع او شده .
امّا نسبت به اصحاب و مؤمنين از قبيل شمس و ضوء مىباشد ، هيچوقت ضوء