براى فزونى استحكام اين مدّعى ، نام بعضى از كسانى را ذكر كنيم كه به برپاداشتن اساس اين مدّعى متعرّض شده ، در اين باب ، كتاب تصنيف نموده يا بر منكران دليل او ، حجّت آورده ، با مخالفان ، مخاصمه و مجادله نمودهاند ، سواى چيزهايى كه پيشتر ضمن اخبار ، مذكور گرديد ؛ خدا توفيقدهنده و يارىكننده است .
از جمله احمد بن داود بن سعيد جرجانى است . شيخ در كتاب فهرست در مدح او گفته : كتاب متعه و رجعت براى او است ، از جمله حسن بن على بن حمزه بطاينى است و نجّاشى كتاب رجعت را از جمله كتابهاى او شمرده . از جمله حسن بن سليمان است ؛ چنانكه اخبار گذشته را از او نقل كرديم .
امّا ساير اصحاب ، رجعت را در كتابهايى كه در خصوص غيبت قائم تصنيف نمودهاند ، ذكر كرده ، رسالهء على حدّه براى آن تأليف ننمودهاند . بسيارى از ارباب كتب از اصحاب ما ، كتاب على حدّهاى در خصوص غيبت تأليف نموده ، حال آنكه پيشتر شناختى آنانكه رجعت را روايت كردهاند ، از بزرگان اصحاب و اكابر محدّثان بودهاند ؛ چنانكه در جلالت ايشان شكّ و ريبى نيست .
مرحوم علّامه - عليه الرحمه - در خلاصة الرجال در خصوص شناساندن ميسر بن عبد العزيز به ولاى آل محمد صلّى اللّه عليه و إله ، چنين مدح كردهاند : او از كسانى است كه در رجعت ، مجاهده خواهند كرد .
در آن كتاب است كه مؤلّف گويد : گفته شد معنى كلام اين است كه ميسر بن عبد العزيز بعد از مردنش ، با قائم به دنيا برمىگردد و با او در راه خدا جهاد مىكند . اظهر نزد ما آن است كه معنى كلام چنين است : او با مخالفان ، مجادله و در خصوص حقيّت رجعت ، برايشان حجّت و دليل اقامه مىكند . « 1 »
علّامهء مزبور در حقّ اليقين بعد از اينكه آيات و اخبار دالّ بر حقيقت رجعت را نقل نموده ، فرموده : شكّى نيست كه اصل رجعت فى الجمله بالمعنى متواتر است و كسى كه در آن شكّ كند ، ظاهر آن است كه حشر قيامت را نيز ، منكر باشد . انكار امرى كه به
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 124 - 122 .