رجوع خواهد نمود . خداى تعالى سلطنت همهء اهل دنيا را از روزى كه دنيا را آفريده تا روز فانى شدن آن ، به پيغمبر عطا مىفرمايد تا به آنچه در كتاب خود در حقّ آن حضرت وعده نموده ، وفا نمايد ؛ چنانكه فرموده :
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ *
« 1 » ؛ يعنى آن حضرت را بر همهء دينها غالب مىگرداند ، هرچند مشركان آن را ناخوش بدارند . « 2 »
[ روايتى از امام صادق ( ع ) ]
در كتاب مذكور از سعد ، او از موسى بن عيسى و او از خالد بن يحيى روايت نموده ، او گفته : خدمت صادق عليه السّلام عرض كردم : آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ابو بكر را صدّيق ناميد ؟
فرمود : به درستى كه وقتى ابو بكر با آن حضرت در غار بود ، حضرت فرمود : به درستى كه من كشتى عبد المطلّب را مىبينم كه در دريا گم شده ، در تلاطم است .
ابو بكر عرض كرد : آيا كشتى را مىبينى ؟
فرمود : آرى عرض كرد : يا رسول اللّه ! آيا مىتوانى آن را به من بنمايى ؟ فرمود : به نزديك من آى . پس آن حضرت دست مباركش را بر هردو چشم او ماليد . بعد از آن فرمود : نگاه كن . پس او نگاه كرد و در پيش خود گفت : اكنون تصديق نمودم كه تو ساحرى . پس رسول خدا از راه طعن فرمود : تو صديقى ، يعنى ساحر بودن مرا تصديق كردى . بعد از آن عرض كردم : چرا عمر فاروق ناميده شد ؟ فرمود : آرى ! نمىبينى كه او در ميان حق و باطل فرق گذاشت و خلايق را بر باطل واداشت ؟ عرض كردم : آيا رسول خدا فرمود كه از دعوت سعد بپرهيزد و اجتناب كنيد ؛ عنى به او تابع مشويد ؟ فرمود :
آرى ! عرض كردم : اين چگونه است ؟ فرمود : سعد به دنيا برمىگردد و با على عليه السّلام مىجنگد و در تفسير على ابن ابراهيم
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ
« 3 » او گفته كه مراد از
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 33 ؛ آيه صف ، آيه 9 .
( 2 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 29 .
( 3 ) . سوره عبس ، آيه 17 .