كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
« 1 » ؛ همهچيز را به اندازه آفريديم . بعد به آنها قضا جارى گرديد ؛ يعنى صورت آنها را به اتمام رساند و اجزاى آنها را تأليف كرد ، پس به سبب علم خدا مشيّتش واقع شد ؛ يعنى اگر عالم نمىشد ، واقع نمىگشت ؛ به سبب مشيّت ، ارادهاش واقع گرديد ، به سبب اراده ، اندازه گرفتن و به سبب اندازه گرفتن ، قضايش جارى شد .
تمثالى براى توضيح اين مقصد ذكر كرده ، گوييم : نجّار براى ساختن سرير ، ناچار است بداند سرير چيست و چگونه است ، تا اينكه ميل به ساختن آن نمايد ، زيرا صدور ميل از او بدون اينكه بداند سرير چيست ، محال و ممتنع است ، پس وقتى به سرير ، علم به هم رسانيد ، آنگاه ممكن است دلش به ساختن آن ميل نمايد .
مشيّت در خداى تعالى به منزلهء ميل نفس نجّار به ساختن سرير است و چون اين ميل را تأكيد نمود و در آن امر جازم گرديد ، آنگاه اندازه ، عرض و بلندى سرير را مىگيرد ، اراده در خداى تعالى به منزلهء جازم شدن نجّار در اين عزم است و تقدير به منزلهء گرفتن اندازهء طول ، عرض و بلندى سرير در نجّار است ، وقتى كه آن را اندازه گرفت ، آنگاه اجزاى آن را با يكديگر و اتمام صورت آن در نجّار است .
چون اين مقدّمه را تمهيد نموديم ، گوييم : هرچيزىكه از مقام قضا نگذشته ، هنوز خلقت و آفرينش آن تمام نگشته ؛ خواه در مقام اراده ، خواه در مقام قدر . اين سه مقام ، محلّ بدا ، محو و اثبات است ؛ چنانكه مىفرمايد :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ
« 2 » ؛ خداى تعالى هرچه را بخواهد ، بر هم مىزند و هرچه را بخواهد ، اثبات مىكند و خلقتش را به اتمام مىرساند .
پس گاه چيزى از مقام مشيّت مىگذرد ، پيش از گذشتن از مقام قدر بر هم مىزند و گاه از مقام قدر هم مىگذرد و لكن پيش از جارى شدن قضا بر هم مىزند . اين سه مقام ، مقام غيب الغيوب است ، وقوع بدا در آنها را جز حضرت علّام الغيوب نمىداند و
هامش
( 1 ) . سوره قمر ، آيه 49 .
( 2 ) . سوره رعد ، آيه 39 .