ظهور نور موفور السرور حضرت بقيّة اللّه است و علّامهء مجلسى آن را در بحار « 1 » نقل فرموده ؛ بعد از اينكه آن حضرت علايم بسيارى را ذكر مىكند ، مىفرمايد : از جمله علامتها ، خروج سفيانى مىباشد با بيدق سبز و خاچى از طلاست و سپهسالار لشكرش مردى از قبيلهء كلب و سفيانى مىباشد .
دوازدههزار نفر از لشكر خويش به جانب مكّه و مدينه متوجّه مىكند ، سردار ايشان يكى از بنى اميّه باشد كه به او خريمه گويند ، چشم چپ ندارد و در چشم ديگرش نقطهاى از خون هست ، به اهل دنيا جوروستم مىكند و بيدقش برگردانده نمىشود ، تا اينكه در مدينه فرود مىآيند و پارهاى از مردان و زنان آل محمد را جمع مىنمايد ، در خانهاى كه به خانهء ابو الحسن اموى مشهور است ، مىنشاند و لشكرى براى جستجوى مردى از آل محمد مىفرستد ، درحالىكه عدّهاى از ضعيفان در مكّه بر سر وى جمع شده ، سردارشان مردى از غطفان باشد ، تا آنكه در بيدا ميانهء صفايح سفيد مىرسند .
در آن حال زمين همهء ايشان را فرومىبرد ، پس از ايشان جز يك مرد خلاص نمىشود . خداى تعالى روى وى را به پشتش مىگرداند تا او ، سفيانى و لشكرش را بترساند و براى آنان كه بعد از او خواهند آمد ، آيتى شود . پس تأويل اين آيه در همين روز ظاهر خواهد گشت :
وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
« 2 » ؛ اگر ببينى وقتى ايشان فزع و اضطراب مىنمايند ، پس غضب الهى از ايشان برنمىگردد و از جايگاه نزديك ؛ يعنى از زير پايشان گرفته مىشوند .
سفيانى صدوسىهزار نفر به سوى كوفه مىفرستد ، پس در روحا ، فاروق و مكان مريم و عيسى در قادسيّه فرود مىآيند ، هشتادهزار نفر از ايشان به راه مىافتند ، تا اين كه در كوفه ، در محلّ هود ، در نخيله فرود مىآيند . روز عيد قربان بر كوفه هجوم مىآورند ، پادشاه خلايق در اين وقت ، جبّار ، عنادكننده و ستمكارى مىباشد كه به او كاهن و ساحر گفته مىشود .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 275 - 272 .
( 2 ) . سوره سبأ ، آيه 51 .