او از شهرى كه به آن زورا ؛ يعنى بغداد گفته مىشود با پنجهزار نفر از كاهنان بيرون مىآيد و در سر جسرش به قتل مىرسانند طورى كه آب شطّ به سبب خونها و بدنهاى كشتگان طغيان مىكند و خلايق تا سه روز از آشاميدن آن پرهيز مىكنند . از كوفه ، دختران بكر را اسير مىكنند كه هرگز دستهايشان ، وا و مقنعه از سرشان برداشته نشده ، ايشان به محملهايى گذاشته مىشوند و به ثبويّه ؛ يعنى غريين كه ظاهرا عبارت از زمين نجف است ، سپرده مىشوند .
بعد از آن ، صدهزار نفر ؛ بعضى مشرك و بعضى منافق از كوفه بيرون مىآيند ، تا اين كه در دمشق فرود آمده ، خيمه مىزنند . كسى نمىتواند آنان را از آنجا ممانعت كند و از آنجاست
إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ
« 1 » كه شدّاد بن عاد بنا نمود . پارهاى بيدقها از مشرق زمين رومىآورند كه نه از پنبهاند ، نه از كتان و نه از ابريشم ، سرهاى چوب بيدقها با مهر سيّد اكبر ؛ يعنى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مهمور مىباشند . مردى از آل محمد صلّى اللّه عليه و إله آنها را مىگرداند ، اگر در مشرقزمين بجنبد ، بوى آنها ؛ مانند مشك اذفر در مغربزمين يافت مىشود و بيم آنها يك ماه راه در پيش روى آنها بر دلهاى دشمنان مىنشيند ، پسران سعد سقاء در كوفه باقى مىمانند ، درحالىكه از پدرانشان خونخواهى مىكنند و ايشان ، پسران فاسقاناند ، در آنجا مىمانند تا وقتى كه لشكر امام حسين عليه السّلام بر ايشان هجوم مىآورند .
لشكر امام حسين عليه السّلام و پسران سعد مىخواهند از يكديگر پيشى گيرند ؛ گويا ايشان مانند دو اسب گروبندىاند درحالىكه لشكر امام حسين عليه السّلام ژوليدهمو و غبارآلود و صاحب اسبهاى خسته و اشتران پيرند . آن حضرت گريهكنان پاى خود را به زمين مىزند و مىفرمايد : بعد از اين روز ، در هيچ مجلسى خير نيست .
بعد از آن ، به درگاه الهى عرض مىكند : پروردگارا ! ما توبهكنان ، خشوع و خضوعكنندگان و ركوع و سجودكنندگانيم ! ايشان آن ابدالاند كه خداى عزّ و جلّ ايشان
هامش
( 1 ) . سوره فجر ، آيه 7 .