فرمود : اى پسر من ! به درستى كه تو را به عراق مىبرند و آن سرزمينى است كه انبيا و اوصيا در آنجا همديگر را ملاقات كردهاند و به آن عمورا مىگويند . تو و جماعتى از اصحابت در آنجا شهيد خواهيد شد و الم و درد آهن ؛ يعنى اسباب و اسلحه را نخواهيد چشيد .
سپس اين آيه را تلاوت فرمود :
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
« 1 » ؛ گفتيم : اى آتش ! بر ابراهيم سرد و سلامت باش ؛ يعنى همانطور كه ابراهيم درد و الم آتش را ادراك ننمود ، همچنين امام حسين عليه السّلام و اصحابش درد و الم آهن را ادراك نخواهند كرد .
بعد از آن فرمود : آتش حرب و جدال بر تو و بر ايشان سرد و سلامت خواهد شد .
آنگاه به اصحاب خويش فرمود : مژده باد به شما ! به خدا سوگند ! هرآينه اگر اين كافران ، ما را به قتل رسانند ، خدمت پيغمبر خود شرفياب مىشويم و به اين حالت هر قدر كه خدا خواسته باشد ، درنگ خواهيم نمود . بعد از آن ، من اوّل كسى مىباشم كه زمين از روى او شكافته شده ، برمىخيزد ، پس خروج مىكنم ، خروجكردنى ، كه خروج امير المؤمنين و قيام قائم ما عليهم السّلام در يك وقت مىباشد .
سپس جماعتى كه هرگز به زمين فرود نيامدهاند ، از آسمان از نزد خداى تعالى پيش من مىآيند ، جبرييل ، ميكاييل ، اسرافيل و لشكرهايى از ملايكه نزد من فرود مىآيند .
محمد ، على ، من ، برادرم و همهء كسانى كه خدا بر ايشان منّت گذاشته ، به مركبهاى الهى كه اسبها يا اشترهاى ابلق از نوراند ، فرود مىآييم كه هيچكس سوار آنها نشده .
محمد بيدق خود را مىجنباند و آن را با شمشيرش به قائم مىدهد . بعد از آن ، هر قدرى كه خدا خواسته باشد ، در دنيا مكث و درنگ مىكنيم . خداى تعالى از مسجد كوفه ، چشمهاى از روغن ، چشمهاى از آب و چشمهاى از شير بيرون مىآورد و مىآفريند . بعد ، امير المؤمنين شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را به من مىدهد و مرا به مشرق زمين مىفرستد .
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 69 .