بود كه در روزگار او به آن عمل مىكردند .
در عهد عيسى اطبّا و حكما بسيار بودند و امراض مزمن را معالجه مىكردند . حق تعالى معجزهء عيسى عليه السّلام را از جنس آن گرداند و چون اطبّاى آن روزگار از علاج اين دو مرض عاجز بودند و علاج آن را از عيسى عليه السّلام مشاهده كردند ، بدون استعمال دوا و اعانت آلتى ، دانستند اين از حق سبحانه است .
مروى است : بسيار بود كه پنجاههزار مريض در حوالى عيسى عليه السّلام مجتمع مىشدند .
آنهايى كه مىتوانستند نزد عيسى عليه السّلام آيند ، متوجّه او مىشدند و كسانى كه نمىتوانستند ، عيسى به جانب ايشان مىرفت و به شرط ايمان آوردن ، دواى او منحصر در دعا بود ، همينكه تير دعا را از جعبهء اخلاص گشاد مىداد ، فى الحال بر نشانهء اجابت مىخورد .
علامت چهارم :
وَ أُحْيِ الْمَوْتى
« 1 » ؛ مردگان را زنده مىگردانم ،
بِإِذْنِ اللَّهِ
« 2 » ؛ به فرمان خدا . تكرار اين كلمه براى دفع توهّم الوهيّت است ، زيرا وقوع احيا از مخلوق صورت نبندد و در اخبار آمده عيسى عليه السّلام چهار نفر را زنده كرد .
يكى : عاذر كه از دوستان او بود و در بعضى از قرى بيمار شد ، خواهرش را نزد عيسى عليه السّلام فرستاد تا از اين صورت او را اخبار نمايد . خواهر آمد و گفت : يا روح اللّه ! عاذر كه دوست و صديق تو است ، در فلان موضع بسيار رنجور است و بعد مسافت ميان او و عيسى سه روز راه بود . عيسى با اصحاب برخاست و متوجّه آن صوب شد .
چون به آنجا رسيد ، سه روز برآمده بود كه متوفّى شده بود . عيسى سر قبر او آمد ، ايستاد ، دست به دعا برداشت و فرمود :
اللّهمّ ربّ السموات السبع و الأرضين السبع انّك ارسلتنى الى بنى اسرائيل إلى دينك و اخبرهم انّى احى الموتى بإذنك فاحى عاذرا ؛ اى خداوند هفت آسمان و هفت زمين ! تو مرا به بنى اسراييل فرستادهاى تا ايشان را بر دين تو دعوت كنم و به
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 49 .
( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 49 .