حتّى عصاى آدم و نوح ، تركهء هود و صالح ، مجموعهء ابراهيم ، پيمانهء يوسف ، پيمانه و ترازوى شعيب ، عصا و تابوت موسى كه بقيّهء تركهء موسى و آل هارون در آن است و ملايكه آن را برمىدارند ، زره داود ، انگشتر سليمان و تاجش ، اسباب و اثاث سيّاحى عيسى و ميراث همهء انبيا و مرسلين در اين سلّه مىباشد .
چون امام حسين عليه السّلام اينها را مىبيند ، به قائم مىگويد : يابن رسول اللّه ! از تو خواهش مىكنم عصاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را در اين سنگ بكارى و از خداى تعالى مسألت نمايى آن را روى اين سنگ بروياند . غرض حضرت اين است كه اصحابش فضل مهدى را ببينند تا از او اطاعت كنند و با او بيعت نمايند . مهدى عصا را برمىدارد و روى آن سنگ مىكارد .
پس در آن مىرويد ، بلند مىگردد و شاخوبرگ درمىآورد به نوعى كه بر لشكر امام حسين عليه السّلام سايه مىافكند ، چون اين معجزه از آن حضرت صادر مىشود ، امام حسين عليه السّلام مىگويد : اللّه اكبر ! يابن رسول اللّه ! دستت را دراز كن تا با تو بيعت نمايم .
سپس امام حسين عليه السّلام و لشكرش با او بيعت مىكنند مگر چهارهزار نفر از آنهايى كه قرآن حمايل كرده ، لباسهاى پلاس پوشيدهاند و به طايفهء زيديّه مشهورند . ايشان بيعت نمىكنند و مىگويند رويانيدن عصا جز سحر عظيم نيست . ترجمهء حديث مفضل به نقل از ترجمهء جلد سيزدهم بحار الانوار تمام شد ، انتهى .
[ كلام در باب مفضل بن عمر ]
تذنيب موجز مختصر في ترجمة مفضّل ابن عمر بدان رجاليّين دربارهء مفضل بن عمر جعفى ، راوى اين روايت ، سخن به ضدّ راندهاند ، پس بعضى او را از غلات و برخى از اجلّهء روات خواندهاند ، اخبار مادح و قادح او در مسفورات كبار در مراى و منظر علما اخيار است و لا سيّما در تنقيح المقال شيخنا المعاصر المامقانى و الواصل إلى رحمة اللّه الملك السبحانى .
حقّ آن است كه او صحيح الاعتقاد و ثقهء جليل القدر است ؛ چنانكه شيخ مفيد در