خلافت قائم عليه السّلام منوط به مشيّت الهى است ، هرقدر كه خدا بخواهد ، خلافت خواهد نمود . مظنون اين است كه صادق عليه السّلام اين آيه را به زمان رجعت تفسير كرده ، به تقريب اينكه مراد از بهشت و آتش آن باشد كه در عالم برزخ است .
اين وجه ، اظهر وجوهى است كه در تأويل اين آيه ذكر شده . بندهء حقير ، مترجم گويد : مفسّرين وجوهى در خصوص اين آيه ذكر كردهاند ، لكن ايراد آنها در اين باب ، از مقصد كتاب بيرون است .
[ بيان علّامه مجلسى ( ره ) ] 25 نجمة
علّامه مجلسى رحمه اللّه فرموده : شيخ حسن بن سليمان در كتاب منتخب البصاير ، « 1 » حديث مفضل را بدين نهج ايراد كرده كه محمد بن ابراهيم بن محسن عطارآبادى به من خبر داد كه حديث آينده را با خطّ پدرم ، ابراهيم بن محسن يافتم و خطّ پدرش را هم به من نشان داد ، نسخهاى از روى آن نوشتم ، صورت اين حديث چنان است كه حسين بن حمدان ، از محمد بن اسماعيل و على بن عبد اللّه آن را چنانكه مذكور شده تا اينجا ذكر نمود ، گويا جوانان اهل طالقان را كه به منزلهء خزينهايند ، مىبينم كه حربهها به دست گرفته ، به اسبهاى سفيد سوار شده ، از بسيارى شوق به جنگ و جهاد ، مانند گرگان صدا مىكنند . سردارشان مردى از قبيله تيمى مىباشد كه به او شعيب بن صالح گويند .
پس امام حسين عليه السّلام ميان ايشان رومىآورد ، درحالىكه روى مباركش مانند دايرهء قمر مىباشد ، جمالش خلايق را به تعجّب مىآورد و پى قتل ظالمان مىافتد ، شمشيرش ، بزرگان ، كوچكان ، فروپايگان و بلندمايگان را فرامىگيرد ، بعد از آن ، همهء اين بيدقها و لشكرها را برمىدارد و مىبرد ، تا اينكه وارد كوفه مىشود درحالىكه بسيارى از اهل زمين آنجا مىباشند ، آنجا را براى خود مقرّ و مقام قرار مىدهد . آن
هامش
( 1 ) . مختصر بصائر الدرجات ، صص 190 - 189 ؛ بحار الانوار ، ج 53 ، صص 36 - 35 .