گاه خبر مهدى عليه السّلام در كوفه به آن حضرت و اصحابش مىرسد .
در آنحال اصحاب امام حسين عليه السّلام خدمتش عرض مىكنند : يابن رسول اللّه ! اين مرد كيست كه به مملكت ما آمده ؟
آن حضرت مىفرمايد : بياييد بيرون رويم تا ببينيم او كيست و مطلبش چيست ؟
به خدا سوگند ! هرآينه امام حسين عليه السّلام مىداند او مهدى است و او را مىشناسد و از اين سخن جز رضاى الهى اراده نمىكند ؛ يعنى مرادش اين است كه مهدى عليه السّلام را به اصحاب خود بشناساند .
آن حضرت با چهارهزار مرد كه قرآنها و شمشيرها را به گردنها حمايل كرده ، لباسهايى كه مانند پلاس است ، پوشيدهاند ، از كوفه بيرون مىرود . آن حضرت مىآيد ، تا اينكه در نزديكى مهدى عليه السّلام فرود مىآيد و مىفرمايد : از اين مرد ؛ يعنى از مهدى بپرسيد او كيست و غرضش چيست ؟
در آنحال بعض از اصحاب امام حسين عليه السّلام به سوى لشكر مهدى مىرود و مىگويد :
اين جماعت جولانكنندگان خدا ، به شما تحيّت و سلام مىفرستد ! شما كيستيد ، صاحب شما كيست و چه مىخواهيد ؟
اصحاب مهدى عليه السّلام در جوابش گويند : صاحب ما مهدى آل محمد است و ماها كه از جنّ و ملايكه و انس هستيم ، ياران اوييم .
امام حسين عليه السّلام مىفرمايد : او را بگذاريد كه در يكجا همديگر را ببينيم .
مهدى از ميان لشكرش بيرون مىآيد و با امام حسين عليه السّلام بين دو لشكر مىايستند . در آنحال امام حسين عليه السّلام مىگويد : اگر تو مهدى آل محمدى ، پس عصاى جدّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، انگشترش ، لباس و عمّامه و اسب او ، اشترش غضبا نام ، استرش دلدل نام ، الاغ او يعفور نام ، اسبش براق نام ، تاجش و قرآنى كه امير المؤمنين عليه السّلام جمع كرده و بىتغيير و تبديل است ، كو ؟
در آنحال ، سلّهء قائم را احضار مىفرمايد كه همهء اينها در آن مىباشد .
امام صادق عليه السّلام فرمود : همهء اينها و متروكات همهء پيغمبران در آن سلّه مىباشد ،
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 591
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٥٩١