فى الفقه عينان ناظران لا عند من ليس له فيه الّا عين واحدة و هى مع وحدانيّتها كانت راقدة خامدة » .
[ بحث ملّا على و شيخ انصارى ]
ترجمة في ترجمة بدان مرحوم آية اللّه آقاخوند ملّا على نهاوندى ، خلف با شرف مرحوم مغفرت لزوم ، آقاخوند ملّا فتح اللّه نهاوندى است و والد آن مرحوم از اواسط اهل علم بلدهء نهاوند به شمار مىآمد و لكن خود آقاخوند ملّا على از اكابر تلامذهء مرحوم حجّة اللّه على البرايا من البارى ، الحاج شيخ مرتضى بن محمد امين انصارى بود و در علم اصول فحل الفحول ؛ مثل كتاب تشريح الاصول ، مؤسسى بلا فضول است و از علوّ و سموم رتبت او در مقامات علمى قضيّهاى را حكايت مىكند كه حضرت مستطاب حجّة الاسلام آقاى حاج ميرزا احمد آية اللّه زادهء خراسانى صاحب كفاية الاصول - اطال اللّه بقائه - از والد ماجد خود كه چهار سال حوزهء مقدّسهء شيخ انصارى را درك نموده ؛ آن را نقل فرمود .
آن قضيّه ، اين است كه آن مرحوم ؛ اعنى صاحب كفايه فرمودهاند : روزى شيخ انصارى مرحوم در بين مباحثه و تدريس ، مطلبى را براى طلّاب محضر مقدّسش فرمود و آقاخوند ملّا على نهاوندى بر فرمودهء ايشان مناقشه نمود و مكالمات بسيارى ميان ايشان واقع شد ، به حدّى كه شيخ مرحوم از حالت طبيعى بيرون رفته ، از منبر فرود آمد ، بالاى سر آقاخوند نهاوندى ايستاد و با دو دست خود به قوّت بر سر آقاخوند زد ، طورىكه عمّامهء او پايين آمده ، به بالاى ديدگان او رسيد . سپس شيخ برگشته ، بر فراز منبر رفت و مشغول تدريس شد و آقاخوند ملّا على ديگر سخنى نفرموده ، ساكت گرديد ؛ مجلس بحث به هم خورده ، تمام شد .
روز ديگر تمام تلامذه و اصحاب حوزهء شيخ مرحوم حاضر شدند و شيخ براى فرمودن درس از منبر بالا رفت ، پيش از شروع مباحثه و تدريس فرمود : آقايان ! روز