وجوب صرف آن در مصالح خود آن مشهد بعيد نيست ، كما لا يخفى على اولى النهى ، انتهى .
قضيّة حريّة بالتذكار رضيّة لتأييد المختار
در حدود سال سىصد و يازدهء بعد از هزار از هجرت نبوى ، مرحوم جنّت مكان ، خلد آشيان ، العالم الربّانى و الفاضل الصمدانى ، الحاج ميرزا محمد حسين الشهرستانى به جهت درك زيارت عيد مولود از كربلاى معلّا كه محلّ مجاورت آن مرحوم بود به نجف اشرف مشرّف شده بودند و ميان ايشان و مرحوم آية اللّه آقاخوند ملّا على نهاوندى - اعلى اللّه مقامه الشريف - كمال مصادقت و تحابب بود ، علاوه بر آن ، مرحوم حجّة الاسلام شهرستانى به اعتبارى ربّ البيت سكنايى آية اللّه نهاوندى بود ، چون منزلى كه آن مرحوم در نجف ، در آن سكنا داشتند ، وقف و امرش راجع به مرحوم شهرستانى بود .
بالجمله در خلال آن ايّام ، وقتى اتّفاق افتاد كه آن دو مرحوم در غرفهء مقبرهء كرمانشاهيان كه مقابل ايوان طلاى حضرت امير المؤمنين است ، نشسته بودند و اين ناچيز با دو سه نفر ديگر از رفقا در خدمت ايشان بوديم ، آن دو مرحوم از طلاكارى ايوان مقدّس و گنبد مطهّر صحبت مىفرمودند ، تا اينكه صحبت ايشان بدينجا كشيد كه فرضا - نستجير باللّه - اگر قحط سالى شود و حفظ چندهزار نفس محترم ، منوط به كندن اين خشتهاى طلا ، فروختن آنها و صرف نمودن وجه آنها در حفظ و نگاهدارى آن نفوس از ضياع و تلف باشد ؛ آيا اين كار جايز است يا نه ؟
مرحوم شهرستانى حفظ نفوس را مقدّم داشته ، فرمودند : البته جايز است .
مرحوم نهاوندى فرمودند : اگر كرورها تلف نفس هم بشود ، اين كار جايز نيست ، چرا كه اين از شعائرى است كه مادام البقاء باعث تثبيت اعتقاد الالف و الوف و كرورها شيعهء اماميّه به امامت آن بزرگوار است ؛ خصوصا نسبت به تثبيت عقايد نسوان و ضعفاى عقول از مردان و عموم اهالى رساتيق و دهقانان « و هذا واضح عند من له