كه شد ، از آن حضرت سؤال كردند آن رأيت را باز كند . اجابت نفرمود . سپس امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و عمّار بن ياسر را شفيع حاجت خود كردند . به امام حسن عليه السّلام فرمود : اى فرزند من ! براى اين قوم مدّتى است كه بايد به آن برسند و بهدرستىكه اين رأيتى است كه جز قائم عليه السّلام آن را بعد از من باز نمىكند .
[ زره رسول خدا ] 12 نجمة
سى و يكم : راست نيامدن زره رسول خدا مگر بر قدّ شريف آن حضرت ؛ چنانكه در بصائر الدرجات « 1 » از جناب صادق عليه السّلام مروى است كه بعد از ذكر جملهاى از آنچه از سلاح و مواريث انبيا عليهم السّلام نزد ايشان است ، فرمود : بهدرستىكه قائم ما كسى است كه چون زره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بپوشد ، پس آن را پر كند ؛ يعنى زياد و كم نشود و به درستى كه ابو جعفر عليه السّلام آن را پوشيد ، پس از قامتش زياد بود .
راوى عرض كرد : شما سمينتريد يا ابو جعفر عليه السّلام ؟
فرمود : ابو جعفر از من سمينتر بود و به تحقيق من هم آن را پوشيدم ، پس اندكى زيادتر و هم به استوا نزديكتر بود و به سند ديگر نيز قريب به همين معنى روايت كرده و متن آخر خبر فى الجمله صعوبتى داشت ، حاصل آن ذكر شد .
نيز در آنجا « 2 » و راوندى در خرايج « 3 » از ابى بصير روايت كردند كه گفت : به حضرت صادق عليه السّلام گفتم : فدايت شوم ! من مىخواستم به سينهء تو دست بمالم .
فرمود : به جاى آور ! پس به سينه و كتفهاى مباركش دست ماليدم .
فرمود : اى ابو محمد ! چرا چنين كردى ؟
فرمودند : فدايت شوم ! از پدرت شنيدم كه مىفرمود : بهدرستىكه قائم سينهاش
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 196 .
( 2 ) . همان ، ص 209 .
( 3 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 691 .