صدوق اين مضمون را در كمال الدين « 1 » از جناب رضا عليه السّلام روايت كرده و نيز فرمود :
براى آن حضرت ظلّى نيست .
شيخ خرّاز در كفاية الاثر « 2 » از آن جناب روايت كرده كه در ذكر آن حضرت فرمود : او پيش از خروجش صاحب غيبت است ، چون خروج كند ، زمين به نور او روشن مىشود .
به قرينهء خبر اوّل ، معلوم مىشود مراد ، نور ظاهرى است و الّا ممكن بود گفته شود مراد ، نور معنوى است كه نور علم و حكمت و عدل باشد .
در غيبت فضل بن شاذان به سند صحيح از آن جناب مروى است كه فرمود : هرگاه قائم ما برخاست زمين به نور او روشن مىشود ، بندگان از ضوء آفتاب بىنياز مىگردند و تاريكى مىرود ، مرد در ملك آن جناب عمر مىكند ، تا اينكه هزار پسر براى او متولّد مىشود كه در آنها دخترى براى او متولّد نمىشود ، زمين گنجهاى خود را ظاهر مىكند تا اينكه مردم آنها را بر روى زمين مىبينند و مردى از شما كسى را طلب كند كه از مال خود به او عطايى نمايد و آنكس زكاتش را از او بگيرد ، احدى نيايد آن را قبول كند و مردم بهسبب آنچه خداى تعالى از فضل خود به ايشان روزى كرده ، بىنياز باشند . « 3 »
[ رأيت رسول خدا با حضرت ]
سىام : بودن رأيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با آن جناب و جز بدر و روز جمل ، ديگر باز نشده . شيخ نعمانى از جناب صادق عليه السّلام روايت كرده كه در خبرى كه جبرييل روز بدر رأيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را نازل نمود ، و اللّه آن از پنبه ، از كتان ، از ابريشم و از حرير نبود .
راوى پرسيد : پس از چه بود ؟
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 372 .
( 2 ) . كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 275 .
( 3 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ذيل حديث سى و نهم ، ص 303 .