جهت خداوند عزّ و جلّ آن را از آنوقت تأخير نموده است .
ايضا در كتاب مذكور به اين اسناد از ابن محبوب و او از اسحاق بن عمّار روايت نموده كه از حضرت صادق شنيدم ، مىفرمود : وقت اين امر سال صد و چهل هجرى بود ، لكن آنوقت به شما خبر داده شد و شما آن را فاش نموديد ، از اينجهت خداوند عزّ و جلّ آن را از آنوقت تأخير نمود .
در كتاب مذكور به اين اسناد از ابن محبوب و او از اسحاق بن عمّار روايت نموده كه امام صادق عليه السّلام فرمود : يا اسحاق ! اين امر دوبار از وقتش به تأخير افتاده است .
در كتاب مذكور « 1 » از كلينى رحمه اللّه او از جماعتى از مشايخ خود ، ايشان از برقى ، او از پدرش ، او از قسم بن محمد ، او از بطاينى ، او از ابى بصير و او از صادق عليه السّلام روايت نموده كه ظهور قائم عليه السّلام را از آن حضرت پرسيدم ، فرمود : وقت قراردهندگان دروغ مىگويند ، زيرا ما اهل بيت در اين باب وقت تعيين نمىكنيم . بعد از آن فرمود : خداى تعالى ابا دارد از اينكه خلاف نكند وقتى را كه قراردهندگان تعيين مىكنند .
در همين كتاب از كلينى ، او از حسين بن محمد ، او از معلى بن محمد ، او از حسن بن على خز فروش ، او از عبد الكريم خثعمى ، او از فضل بن يسار و او از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه خدمت آن حضرت عرض كردم : آيا اين امر را وقت معيّنى دارد ؟
فرمود : قراردهندگان دروغ مىگويند . به درستى كه موسى عليه السّلام به عزم مناجات با پروردگار خود بيرون رفت و سى روز با قوم خود وعده گذاشت ، وقتى خداوند عالم ، ده روز بر بالاى آن افزود ، قومش گفتند : موسى عليه السّلام با ما خلف وعده كرد ، پس كردند ؛ آن چه كردند ، يعنى اساس گوسالهپرستى را بنا نمودند . بنابراين هروقت ما چيزى از امور آينده را به شما خبر داديم و آنهم مطابق گفتهء ما درآمد ؛ بگوييد خدا راست فرموده و اگر چيزى را خبر دهيم و مطابق گفتهء ما درنيامد ، باز بگوييد خداى تعالى راست فرمود تا دوبار اجر و ثواب به شما داده شود .
مترجم بحار گويد : ظاهر اين است كه آن دو اجر در عوض تصديق قول خداست
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، صص 295 - 294 .