از شما بودند . اگر علما ؛ يعنى ائمّهء اطهار عليهم السّلام كسانى را مىيافتند كه به ايشان علوم و اسرار بگويند و ايشان آنها را پنهان داشته ، فاش نكنند ، هرآينه حكمت را برايشان بيان مىكردند و علوم و اسرار را به ايشان تعليم مىدادند ، لكن خداى تعالى شما را مبتلا نموده به اينكه اسرار را فاش نماييد و به غير اهلش اظهار كنيد ، شما جماعتى هستيد كه ما را به دلهاى خود دوست داريد ولى كردارتان با اين مخالف است .
به خدا سوگند ! هرآينه اختلاف اصحاب يارانت با يكديگر ساكن نمىشود ، از اين جهت صاحب شما غايب و پنهان خواهد شد ، چه شده كه به نفسهاى خود مالك نمىشويد و صبر نمىكنيد تا خداى تعالى چيزى را كه مىخواهد ، بياورد ؟ اين امر چنان نيست كه به حسب خواهش و ارادهء خلق بيايد ، بلكه امر خداى تعالى و قضاى او است و بايد در آن صبر نمود و در خصوص امرى تعجيل نمىكند مگر كسى كه از فوت شدن آن بترسد و خدا خوفى ندارد .
به درستى كه امير المؤمنين عليه السّلام به عيادت صعصعة بن صوحان تشريف برد و به او فرمود : يا صعصعه ! به سبب عيادت من ، بر برادران دينى خود افتخار مكن و به نفس خود نگاه كن ! چنان بدان كه اين امر ؛ يعنى ظهور صاحب به شما رسيده ، پس آرزوى ظهور وى ، شما را مشغول نگرداند .
بعد از آن ، امام رضا عليه السّلام نيز فرمود : به درستى كه ديدى از آل يقطين و ساير فرعونيان و ظالمان چهها دربارهء شما صادر گرديد ، اگر خداى تعالى شرّ ايشان را از صاحب شما دفع نكند و حسن تقدير و تدبيرش درباره او و شما نباشد ، هرآينه كار به جاى بد مىانجامد .
به خدا سوگند ! هرآينه سلامتى شما و صاحب شما از خداى تعالى است . آيا براى شما پندى از ابى الحسن عليه السّلام حاصل شد ؛ وقتى كه هشام دربارهء آن حضرت كرد آن چيزى را كه كرد ، آن حضرت هم به ايشان گفت و خبر داد كه آيا چنان مىدانيد كه خدا هشام را در خصوص آنچه در مادّهء ما كرد ، بيامرزد و از سر تقصير وى درگذرد و فرمود : اگر هرچه مىخواهيد به شما بدهيم ، هرآينه براى شما بد مىشود ، لكن كسى كه
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 28
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٨