در كتاب الغيبة « 1 » از بزنطى روايت نموده ، گفت : خدمت حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم : فدايت شوم ! اصحاب ما از شهاب و او از جدّت روايت كرده كه آن حضرت فرمود : خداى تعالى ابا دارد از اينكه احدى را به چيزى مالك گرداند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در مدّت بيست و سه سال به آن مالك گرداند ؛ يعنى خداى تعالى امر شريعت و دعوت را بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، به كس ديگرى نخواهد داد .
آن حضرت در جوابم فرمود : اگر جدّم صادق عليه السّلام آن را فرمود ، هرآينه چنان مىشود كه فرموده .
عرض كردم : فدايت شوم ! در اين باب توجّه مىفرمايى ؟
فرمود : چه خوب است صبر نمودن و منتظر فرج بودن ؛ يعنى امر شريعت و دعوت خلايق ، بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به دست كس ديگرى خواهد رسيد ، پس بايد انتظار وى را كشيد .
بنابراين ، حديث شهاب اصل ندارد و بعد از آن فرمود : آيا قول عبد صالح ؛ يعنى قول پدرم موسى بن جعفر عليه السّلام را نشنيدهاى كه مىفرمود : و ارتقبوا إنّي معكم رقيب « 2 » فانتظروا إنّي معكم من المنتظرين « 3 » ؛ چشم به ظهور آن حضرت بدوزيد ! من هم با شما به آن چشم دوختهام ، منتظر فرج او باشيد ! به درستى كه من هم با شما از انتظاركشندگان او هستم و صبر را در اين باب بر خودتان لازم بداريد ، زيرا رسيدن فرج در وقت يأس و نااميدى است ، كسانى كه پيش از شما گذشتند ، از شما صبركنندهتر بودند ، حال آنكه جدّم امام محمد باقر عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند ! هرآينه سنّتهاى اين امّت ، با سنّتهاى امّتهاى گذشته ، طابق النعل بالنعل مطابق است ، ناچار است هرچيزىكه ميان امّتهاى گذشته واقع شده ، ميان شما هم واقع شود .
اگر شما در يك حال بوديد ، هرآينه در غير سنّت و طريقهء كسانى مىشديد كه پيش
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 52 ، صص 111 - 110 .
( 2 ) . سوره هود ، آيه 93 .
( 3 ) . سوره يونس ، آيه 20 .