گشته است واژگونه همه رسمهاى خلق * زين عالم و به بهرهء گردون بىوفا
هر عاقلى به زاويهاى گشته ممتحن * هر فاضلى به داهيهاى گشته مبتلا
* * *
الا قد عفا رسم الوفاء كانّما * معاهد حسن العهد لم تغن بالأمس
انتهى .
علامت پنجاه و پنجم : [ آتش حسد در كانون سينههاى ايشان اشتعال پذيرد ]
آتش حسد در كانون سينههاى ايشان اشتعال پذيرد ، زورق جسدها از اوزار زرق ، حسدها امتلا گيرد ، آب مرحمت در قليب قلوب ، مفقود و قطرات شرم در چشمهء چشمها منعدم شود . بزرگى مىگويد : بارى ! من به حقّ بارى ! جملهء اطراف جهان و اكناف گيتى را گشتم و عيار ابناى روزگار را به محك امتحان آزمودم .
اما الوفاء فشىء قد سمعت به * و ما رايت به عينا و لا اثرا
علامت پنجاه و ششم : [ زوجين با آنكه عهود مناكحت ميانشان محكم بود ، با يكديگر عقود مبايعت بندند ]
زوجين با آنكه عهود مناكحت ميانشان محكم بود ، با يكديگر عقود مبايعت بندند و شرايط بيع و شراء به جا آورند ، مال خويش از يكديگر جدا دارند و در محافظت آن مبالغت نمايند و در آن باب مراسم تأكيد را به تقديم رسانند .
علامت پنجاه و هفتم : [ خلايق به مكر و خدعت براى صيد مسلمانى دام كيد بگسترانند ]
خلايق به مكر و خدعت براى صيد مسلمانى دام كيد بگسترانند ، در كمينگاه غدر مترصّد بنشينند تا مؤمنى را مرغوار در دام كيد دركشند و به لطايف حيل و صنايف جدل ، مال را از دست آن سليم القلب بيرون كنند .
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : يخرج في آخر الزمان اقوام يحتالون الدنيا بالدين ؛ يعنى يأخذونها فيلبسون لباس جلود الضان من الليّن السنتهم احلى من السكر و قلوبهم قلوب الذئاب يقول اللّه سبحانه الىّ تفترون ام علىّ تحسرون فبعزّتى لا بعثن على