مراسم اسلام ناپديد گردد .
هذا الزّمان الّذى لنا نجاوره * علم يضاع و دين نحن قاصره
علامت سى و نهم : [ فرقهء خرقهپوشان و گروه متلصّصان در زىّ متصوّفان بسيار شوند ]
فرقهء خرقهپوشان و گروه متلصّصان در زىّ متصوّفان بسيار شوند و آن را در جذب فوايد و جلب حطام دنىّ دنيا وسيلتى سازند ، ظاهر ايشان در صورت مصلحان و سيرت مفسدان طاهر نمايد ولى باطن ايشان مملو و مشحون از خبث باشد .
هركه احوال ظاهرش نيكو است * دان كه احوال باطنش تبه است
چهرهء لالهء سرخ مىبينى * دل لاله ببين كه چون سيه است
مرد صورت مباش كز صورت * تا به معنى هزار ساله ره است
علامت چهلم : [ زمرهء متعبّدان و طايفهء متهجّدان بر طاعت ، تعويل و بر عبادت خويش ، اعتماد كنند ]
زمرهء متعبّدان و طايفهء متهجّدان بر طاعت ، تعويل و بر عبادت خويش ، اعتماد كنند از سوط سخط خداوند عالم كه جبال سامى و بحار طامى از آن جوشان و خورشاناند كه
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
« 1 » ايمن نشينند و ندانند كه اصل كلّ خير في الدّنيا و الأخرة الخوف من اللّه سبحانه و تعالى .
طوبى لمن قلبه باللّه مشتغل * تبكى النّهار و طول الليل تبتهل
خوف الوعيد و ذكر اللّه احزنه * و الدّمع منه على الخدّين منهمل
علامت چهل و يكم : [ عالمان و حاكمان و خوانندگان قرآن ، درع ورع بيندازند ]
عالمان و حاكمان و خوانندگان قرآن ، درع ورع بيندازند ، درّاعهء براعت نزهت از گردن روزگار خود برون كنند و خود را از لباس تقوا و شعار توقّى كه ثمينترين حلّه و نفيسترين حليه است عارى و عاطل گردانند كه و لباس التقوى ذلك خير ، بر وفق اين معنى ناطق است ؛ چنانكه گفتهاند :
تأمّلت انواع اللباس تأمّلا * فلم اركا لتّقوى لباسا للابس
از حرامها نپرهيزند ، اجتناب از اخذ محرّمات و محذورات و اكل منهيّات و مخطورات را واجب نبينند و از بطش شديد ربّ مجيد باك ندارند كه
إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ
هامش
( 1 ) . سوره حشر : آيه 21 .