لَشَدِيدٌ
« 1 » توصيف و تهديد او است .
گر به راه دين سوارى ، مركب رهوار كو * ور همى خواهى پياده رفت يا اقرار كو
گر به بازار قيامت نقد تقوا رايج است * اى مسلمانان كسى نقّاد آن بازار كو
تا كى از گفتار ، دعوىّ مسلمانان كنى * اين همه گفتار را آخر يكى كردار كو
* * *
و خير خصال المرء طاعة ربّه * و لا خير فيمن كان للّه عاصيا
علامت چهل و دوّم : [ خائنان بسيار شوند ]
خائنان بسيار شوند ، سارقان و قطّاع طريق انبوه گردند ، عذر و خيانت ميان مردم شايع شود ، از خالق نترسند ، از خلايق شرم ندارند و به اين وعيد با تهديد ممتنع نگردند كه حضرت رسالت پناه فرمود : من خان امانة في الدّنيا و لم تؤدّها إلى اربابها مات على غير دين الأسلام و لقى اللّه تعالى و هو عليه غضبان .
علامت چهل و سوّم : [ مصاحف را به نقره گيرند ]
مصاحف را به نقره گيرند ، حروف قرآن را به آب زر نويسند ، در تهذيب اعراب و تذهيب اوراق كوشند ، در آن شرايط تكلّف به تقديم رسانند ، در احكام مبانى آن ، مبالغه نمايند و در احكام و معانى آن مساهله ورزند .
« قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : من تعلّم القرآن و لم يعمل به و أثر حطام الدنيا و زينتها استوجب سخط اللّه و كان في دركة اليهود و النّصارى الّذين نبذوا الكتاب وراء ظهورهم و اشتروا به ثمنا قليلا » . « 2 »
عروس حضرت قرآن ، نقاب آنگه براندازد * كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا
عجب نبود كه از قرآن نصيبت نيست جز حرفى * كه از خورشيد جز گويى نبيند چشم نابينا
علامت چهل و چهارم : [ از آيات بيّنات قرآنى ، محكمات را گذاشته ، در متشابهات چنگ زنند ]
از آيات بيّنات قرآنى ، محكمات را گذاشته ، در متشابهات چنگ زنند ، جايى كه رخصت عالى نبينند ، بدان عمل نمايند و آنچه دالّ بر عزيمت
هامش
( 1 ) . سوره طارق : آيه 12 .
( 2 ) . بغية الباحث ، ص 72 .