دوّم : گفته شود دجّالى كه نزد عالميان معروف و مشهور و به اضلال و گمراه نمودن بندگان خدا موصوف و مذكور است ، همان است كه آن بزرگوار در تلّ افيق شام به ذوالفقار خونآشام در سفرش مقرّ مىدهد و آنكه در كناسهء كوفه به دار كشيده مىشود ، دجّال ديگرى از دجّالين است ، چون در آخر الزمان و اوان ظهور آن حجّت يزدان ، دجّالين بسيار و كذّابين بىشمار آشكار خواهند شد ؛ چنانكه ابن اثير در نهايت از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت نموده ، فرمود : يكون في آخر الزمان دجّالون .
[ قتل دجّال به دست عيسى ( ع ) ] 13 نجمة
امّا بنابر مذهب عامّه ، قاتل دجّال ضلال ، حضرت روح اللّه عيسى بن مريم است كه بنابر نقل مقدّس اردبيلى رحمه اللّه و بنابر آنچه در دار السلام عراقى است ، آن جناب از آسمان بالاى بام كعبهء معظّمه فرود آيد ، پس نردبانى برايش گذارده ، از آن نردبان داخل مسجد الحرام شود و بنابر نقل صاحب اسرار الفاتحه مهبط وى نزديك منارهء بيضا باشد كه در شرقى دمشق واقع است .
بنابر نقل از كتاب مزبور ، هنگام فرود آمدن ، حربهاى براى حرب و جدال با وى باشد كه از يك دانه مرواريد آفريده شده ؛ طول آن هفت گز و مقدار سنان آن يك گز است ، حضرت در طلب دجّال روان گردد و او را به كديه دريابد ، كديه موضعى قريب به بيت المقدّس است ، چون چشم مبارك روح اللّه بر چشم ناپاك بىباك دجّال افتد ، بر وى بانگ زند ، آن حربه بهدست محكم كند و به حرب دجّال و هلاكت آن بدسگال روى برآورد . دجّال چون صورت حال را بدان منوال مشاهده كند ، از فرط حيرت و غايت حسرت ، خود را از پشت خر بيندازد و مىخواهد بگريزد ، پس يزدان ، خالق آن و زمان ، به زمين فرمان فرمايد دجّال را بگيرد و هردو پاى او به زمين استوار گردد ؛ چنانكه هيچگونه مجال حركتى برايش نماند .
آنگاه عيسى با آن حربه يك ضربه به او بزند كه بدان يك ضربت جوىهاى خون