تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
در اوقات قحطى شديد ، خروج كند و بر درازگوشى سبز يا خاكسترى رنگ ، سوار شود كه هرگام آن يك ميل راه باشد و زمين زير پايش پيچيده گردد و بر آبى نگذرد مگر آن‌كه بخشكد ، طورىكه تا قيامت خشك بماند . به آوازى بلند كه جنّ و انس مشرق و مغرب بشنوند ، ندا كند : اى دوستان من ! به زودى نزد من آييد ! منم آن‌كه مخلوق را آفريده‌ام و ايشان را در تركيب ، مساوى كرده‌ام ، هريك را هيأت و صورتى خاص داده‌ام ، اسباب معاش و رزق ايشان را آماده كرده‌ام و به معرفت و دين خود هدايت نموده‌ام ؛ منم پروردگار قادر . آن دشمن خدا ، اين‌ها را دروغ مىگويد ، زيرا مردى باشد كه طعام خورد و در بازارها رود ولى پروردگار شما كور نباشد ، نخورد ، نياشامد ، راه نرود و از جايى به جايى منتقل نگردد . آگاه باشيد ! اكثر پيروان و متابعان آن ملعون ، در آن روز از اولاد زنا و صاحبان طيلسان سبز باشند . خداوند او را در شهر شام ، در بالاى تلّى كه به آن تلّ افيق گويند ، سه ساعت از روز گذشته ، به دست كسى ذبح نمايد كه مسيح بن مريم عليه السّلام پشت سر او نماز خواند . خبر دوّم : ايضا در كمال الدين « 1 » به اسناد خود از عبد اللّه بن عمر روايت نموده كه گفت : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از اين‌كه نماز صبح را با اصحاب خود ادا نمودند ، برخاسته ، در محلّات مدينه گردش نمود تا به در خانه‌اى رسيد و در را كوبيد . زنى بيرون آمد و گفت : يا ابا القاسم ! عليه السّلام چه مىخواهى ؟ آن‌جناب فرمود : اى مادر عبد اللّه ! اذن بده عبد اللّه را ببينم . گفت : با او چه كار دارى ؟ به خدا به عقل او آفت رسيده ، در لباس خود بول و غايط مىكند و ادّعاى امرى بزرگ مىنمايد . آن جناب فرمود : مرا اذن بده نزد او آيم . عرض كرد : اگر خلاف ادبى ديدى ، مؤاخذه نفرمايى .
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، صص 529 - 528 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 190 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي