كه آن حضرت فرمود : مؤمنان امتحان خواهند شد ، در آنوقت ، خداى تعالى ايشان را از يكديگر تميز مىدهد ، زيرا خدا ايشان را از بليّات و مرارت دنيا نگه نمىدارد ، لكن ايشان را از كورى و شقاوت عقبى محافظت مىكند . بعد از آن فرمود : حسين بن على عليهما السّلام كشتهشدگان خود را بالاى يكديگر مىگذاشت ، سپس مىفرمود : مانند كشته شدن پيغمبران و اولاد و اتباع ايشان كشته شديم .
[ حزن امام صادق ( ع ) ] 6 نجمة
شيخ صدوق در كمال الدين « 1 » به اسناد خود از سدير صيرفى روايت كرده ، گفت : من با مفضّل بن عمر ، ابو بصير و ابان بن تغلب خدمت حضرت صادق عليه السّلام رفتيم ، ديديم آن بزرگوار بر روى خاك نشسته ، لباسى بىگريبان و كوتاه آستين كه آن را مسح خيبرى گويند ، پوشيده و مانند بچّه مرده ، گريه و حزن و اندوه از وجنات احوالش ، ظاهر و كاسهء چشمش پر از اشك است و اين فقرات را ترنّم مىكرد كه حاصل معنى آنها اين است : اى آقاى من ! غيبت تو ، خواب را از من برد ، رختخواب را بر من تنگ نمود و استراحت دلم را ربود . اى آقاى من ! غيبت تو ، مصيبت مرا به اندوه ابدى و به مصايبى كشاند كه به فقدان آن ، يكى بعد از ديگرى از ياران من است ، به اشك چشم و نالهء سينهء خود ملحق نمود كه به سبب مصايب و بليّات سابقاند ، نظر نمىكنم مگر آنكه پيش چشم من بزرگتر و شديدتر از آنها متمثّل مىگردد ؛ به علاوهء مصايب و حوادثى كه از جهت تو مىباشد . راوى گويد : از شدّت حيرت نزديك بود عقل از سر ما برود و دلهاى ما پاره شود و گمان كرديم مصيبتى بزرگ بر آن حضرت وارد شده ، عرض كرديم : اى بهترين خلق ! خداى تعالى چشمهاى تو را نگرياند ! كدام حادثه اشك چشمت را جارى نموده ؟ و چه چيز تو را به اين حالت انداخته ؟
آن حضرت آه جانسوزى كشيد كه دل مباركش به درد آمد و حزنش افزون گرديد .
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 357 - 352 .