حيرتى كه بر مردم عارض شده ، خبر دادم . گفت : بنشين ! چون نشستم ، گفت : اى محمد ! خدا زمين را خالى نمىگذارد از حجّتى كه يا ناطق است و علانيه ، دعوى امامت مىكند و يا خاموش است و تقيّه مىكند و بعد از امام حسن و امام حسين عليهما السّلام امامت در دو برادر نمىباشد و اين فضيلتى است كه حقّ حسين عليه السّلام را بر ساير ائمّه عليهم السّلام داده است .
اين ناچيز گويد : فرمايش خاتون ، اشاره به بطلان دعوى امامت جعفر كذّاب بعد از وفات حضرت عسكرى است ؛ كما هو الواضح . بالجمله فرمود : خدا فرزندان حسين عليه السّلام را بر فرزندان حسن زيادتى داده و ايشان را به امامت مخصوص گردانيد ؛ چنانكه فرزندان هارون را تا روز قيامت بر فرزندان موسى زيادتى داد و اين امّت را از حيرتى ناچار است كه اهل بطلان به شكّ افتند و شيعيان كامل ، خالص گردند تا براى مردم بعد از فرستادن پيغمبران حجّتى بر خدا نماند و اين حيرت بعد از وفات حضرت عسكرى عليه السّلام خواهد بود . گفتم : اى خاتون من ! آيا از امام حسن عسكرى عليه السّلام فرزندى مانده است ؟ تبسّم كرد و گفت : اگر فرزندى نمانده باشد ، پس چهكسى حجّت خدا خواهد بود . بعد از آن گفت : به تو نگفتم بعد از حسنين ، امامت در دو برادر نخواهد بود تا آخر آنچه در كيفيّت ولادت حضرت بقيّة اللّه عليه السّلام نقل فرموده است .
[ عدم ايمان بدون فتنه ] 5 نجمة
در كتاب الغيبه « 1 » از كلينى ، او از جماعتى از اصحاب خود ايشان ، از احمد بن محمد و او از معمّر بن خلاد روايت كرده كه از ابى الحسن عليه السّلام شنيدم ، مىفرمود :
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
« 2 » ؛ مردم گمان دارند به حال خودشان گذاشته مىشوند كه بگويند به خدا ايمان آورديم و هيچ فتنه و امتحانى در خصوص ايشان نشود ؛ يعنى چنان نيست كه به محض قول ايشان كه ايمان آورديم ، اكتفا
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 204 - 202 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، صص 116 - 115 .
( 2 ) . سوره عنكبوت : آيه 2 .