تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
و نمك در طعام باقى نماند ؛ يعنى همه از دين برگردند و جز قدر قليلى كسى بر اعتقاد خود باقى نمىماند . مثلى در اين باب براى شما مىگويم و آن اين است كه مردى قدرى گندم داشته باشد و آن را از غش و زوان و غيره پاك و پاكيزه گرداند و در خانه بگذارد ، زمانى آن‌جا بماند ؛ بعد برود و ببيند شپش در آن افتاده ، آن را بيرون آورده ، پاك و پاكيزه كند . سپس برگرداند و در جايش بگذارد تا مدّتى بدين نهج كند ، تا اين‌كه قدر قليلى از بقيّهء خرمن كه شپش به آن ضرر نمىرساند ، باقى نماند . حال شما از يكديگر هم ، چنين است ، تميز يافته ، جدا مىشويد ، تا اين‌كه جز جمع قليلى از شما باقى نمىماند كه فتنه اصلا به ايشان ضرر نرسانده است . محمد بن ابراهيم در كتاب الغيبه از ابن عقده ، او از على بن حسن تميلى ، او از محمد و احمد پسران حسن ، ايشان از پدرشان ، او از ثعلبة بن ميمون و او از ابى كهمش و غيره روايت نموده ، به طرزى كه حديث را به امير المؤمنين عليه السّلام رفع نموده و مثل اين حديث مذكور را روايت كرده است . علّامه مجلسى رحمه اللّه « 1 » گويد : قول آن حضرت كه مانند زنبور عسل ميان مرغان باشيد ، امر نمودن ايشان ، بر تقيّه است ؛ يعنى اعتقادات خود را در دل‌هايتان پنهان داريد و به دشمنان اظهار مكنيد ؛ چنان‌كه زنبور اگر چيزى را كه در شكم دارد ظاهر كند ، هرآينه مرغان به تمنّاى بيرون آوردن عسل از شكم آن‌ها همهء آن‌ها را فانى مىكنند . در كتاب مذكور از عبد الواحد بن عبد اللّه ، او از احمد بن محمد بن زياد ، او از محمد بن عبّاس و عيسى ، ايشان از بطاينى و او از ابى بصير روايت نموده كه باقر عليه السّلام فرموده : مثل شيعهء ما نيست ، مگر مثل گندمى كه در انبار باشد و شپش در آن افتد ، بعد از آن پاكش نموده ، در جايش بگذارند . بعد از چندى ، باز شپش به آن برسد ، نيز پاكش كرده ، به جايش بگذارند ، مدّتى اين‌گونه مىكنند ، تا اين‌كه از آن باقى نماند مگر قدرى كه شپش به آن ضرر نمىرساند . در كتاب مذكور از ابن عقده ، او از جعفر بن عبد اللّه محمدى ، او از نفيس ، او از سمندى ، او از صادق عليه السّلام و او از پدرش باقر عليه السّلام روايت كرده
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، صص 117 - 116 .