در كتاب مذكور از على بن احمد ، او از ابى عبد اللّه بن موسى ، او از احمد بن محمد ، او از حسين بن على بن زياد ، او از بطاينى و او از ابى بصير روايت نموده ؛ او گفته كه از امام باقر عليه السّلام شنيدم ، مىفرمود : به خدا سوگند ! هرآينه از يكديگر تميز مىيابيد و امتحان مىشويد و به خدا سوگند ! هرآينه غربال مىشويد ؛ چنانكه زوان با غربال از ميان گندم بيرون مىشود .
ايضا در كتاب مذكور « 1 » از ابن عقده ، او از قسم بن محمد بن حسين بن على بن زياد ، او از بطاينى و او از ابى بصير روايت كرده كه از امام محمد باقر عليه السّلام شنيدم ، مىفرمود :
امرى كه انتظارش را مىكشيد ، واقع نخواهد شد ، تا وقتىكه بعضى از شما ، بعضى ديگر را تكذيب و تبرّى كند ، بعضى از شما به روى يكديگر تف بيندازد و تا وقتىكه بعضى از شما ، بعضى ديگر را لعنت كند .
در كتاب مذكور « 2 » از محمد و احمد پسران حسن ، ايشان از پدرانشان ، او از ثعلبه ، او از ابى كهمش ، او از عمران بن ميثم و او از مالك بن حمزه روايت كرده كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : يا مالك بن حمزه حال تو چگونه است وقتى شيعيان به اين نهج با همديگر اختلاف نمايند و انگشتان مباركش را از همديگر گذرانيده ، مانند شبكه نمود و اشاره فرمود اختلاف شيعيان اينگونه باشد .
عرض كردم : يا امير المؤمنين عليه السّلام در آن خير و خوبى نمىباشد ؟
فرمود : اى مالك همهء خيرها در آن زمان است . قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - قيام مىكند و هفتاد مرد را كه به خدا و رسول دروغ و افترا مىبندند ، مىآورد و مىكشد و بعد از آن خداى تعالى جميع خلايق را به يك دين جمع مىكند .
در بحار « 3 » از محمد بن عبد اللّه مطهّرى روايت كرده كه بعد از وفات حضرت عسكرى عليه السّلام خدمت حكيمه خاتون رفتم ، از حجّت و امام زمان سؤال كردم و او را از
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 206 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، صص 12 - 11 .