شده كه هنگام نزول حادثه بر تو به آن جناب محتاج شديم و آن جناب را در چندين مقامات ، در خواب ديدم كه خود قضاى حوايج تو را با انعام بزرگى در حقّ من و در حقّ تو متولّى شد كه وصف كردن آن نمىرسد ؛ پس بوده باش در موالات آن جناب ، وفا كردن براى او و تعلّق خاطر به او به قدر مراد خداوند - جلّ جلاله - ، مراد رسول و آباى او و مراد آن جناب از تو - صلوات اللّه عليهم اجمعين - بوده باشد ؛ انتهى .
[ توسّل به صاحب الزمان ( عج ) ]
ختمة للعبقريّة ذكريها للأهداء حريّة بدان مناسب است اين عبقريّه را به ذكر يكى از توسّلات مأثورهء مجرّب شيخ مقدّم ابو عبد اللّه سليمان بن حسن صهرشتى ، تلميذ شيخ طوسى در قبس المصباح ختم كنيم ؛ چنانكه در بحار « 1 » نقل كرده : از شيخ ابو عبد اللّه حسين بن حسن بن بابويه رضى اللّه عنه در رى ، سنهء چهارصد و چهل شنيدم كه از عمّ خود ابى جعفر محمد بن على بن بابويه رحمه اللّه روايت مىكرد كه گفت : بعضى از مشايخ قميّين به من خبر داد ، اندوه سختى بر من وارد و طاقتم سست و ضعيف شد در نفسم سهل نبود كه آن را براى احدى از اهل و اخوان خود افشا كنم ، پس خوابيدم در حالىكه چنين مغموم بودم ؛ مردى را ديدم كه خوشرو و با جامهاى نيكو و بوى خوش بود . گمان كردم از مشايخ قمييّن است كه نزد ايشان قرائت مىكردم . در نفس خود گفتم ؛ تا كى رنج و مشقّت كنم و همّ و غمّ خود را براى احدى از اخوانم افشا نكنم و او شيخى از مشايخ علماست ، اين را براى او ذكر مىكنم شايد نزد او فرجى بيابم .
او به من ابتدا كرد و فرمود : در آنچه به آن گرفتار شدى بهسوى خداوند تبارك و تعالى مراجعه كن و به صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - استعانت بجوى و او را براى خود ، مفزع بگير ، زيرا او معينى نيكو عصمت اولياى مؤمنين خود است ، آنگاه دست
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 91 ، ص 31 .