و وسيلهاى بزرگ است .
و پس از آن ، برداشتن همّى از هموم مواليان و محبّين آن جناب عليه السّلام كه باعث همّ خود آن جناب است ؛ چنانكه در خبر رميله گذشت .
پس همّ گرسنه ، تشنه ، برهنه ، مريض ، وامانده ، مقروض ، مظلوم ، گمشده ، بىعيال ، بىمسكن و يا شايق زيارت و حجّى را بردارد كه سبب رفع همّ و سرور امام زمان عليه السّلام شود و نزد آن جناب وسيلهاى باشد ، براى قضاى حوايج و انجاح مآرب خود باشد و نشر فضايل و مناقب آن جناب و آباى گرامىاش عليهم السّلام به گفتن و نوشتن و به شعر درآوردن ، نظير اينهاست .
سيّد اجلّ ، على بن عبد الحميد نيلى در كتاب انوار المضيئة بعد از ذكر جملهاى از معجزات حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : من مىگويم : قسم به پروردگار خودم ! كه در اثناى اين كتاب بودم ، اين فضايل عظيم و اين معجزات كريم را جمع مىكردم كه عارضهاى بر من عارض شد كه با آن درد طاقت نداشتم سر خود را نگاه دارم ، هرگاه سر خود را بلند مىكردم ، مرا مىانداخت و هرگاه مىايستادم ، مرا مىخوابانيد ، دلم تنگ شد و ترسيدم از تمام كردن آنچه در صدد آن هستم ، ممنوع شوم ، پس ملهم شدم به اينكه گفتم : بار خدايا ! به حقّ محمد بندهء تو و پيغمبر تو صلّى اللّه عليه و آله صاحب اين فضايل و به حقّ آل معصومين او ، بر جميع آنها صلوات بفرست و از من برگردان آنچه از اين مرض در من است . به حقّ خداوند عظيم ! كلامم تمام نشده بود كه آن عارضه بالمرّه رفت و گويا هرگز نبود ، برخاستم ؛ چنانكه بندى از پايم برداشته شد .
سيّد بن طاوس رحمه اللّه در كشف المحجّه « 1 » ضمن وصيّت به فرزندش ، محمد فرمود : چون خبر ولادت تو به من رسيد ، در مشهد حسين عليه السّلام بودم . در حضور خداوند - جلّ جلاله - برخاستم در مقام ذلّ و انكسار و شكر براى آنچه از ولادت تو از سرور و نيكىها به من تشريف نمود ، به امر خداوند - جلّ جلاله - تو را بندهء مولاى ما مهدى - صلوات اللّه عليه - گرداندم و تو را بر او معلّق كردم و بسيار
هامش
( 1 ) . كشف المهجة لثمرة المهجة ، صص 152 - 151 .