مانده بود كه وسعتى داشت ، پس مبادرت كردم و آنچه را به من آموخته بود ، نوشتم از خوف آنكه آن را فراموش كنم ، آنگاه تطهير كردم ، زير آسمان آمدم و دو ركعت نماز خواندم . در ركعت اوّل بعد از حمد چنانكه برايم تعيين نموده بود
إِنَّا فَتَحْنا
و در ركعت دوّم بعد از حمد ،
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
« 1 » را خواندم . چون سلام گفتم ، در حالىكه رو به قبله بودم و زيارت كردم .
آنگاه حاجت خود را خواستم و به مولاى خود ، صاحب الزمان - عجّل اللّه تعالى فرجه - استغاثه كردم ، سجدهء شكر كردم و در آن دعا را طول دادم ، تا آنكه از فوت نماز شب ترسيدم . آنگاه برخاستم و نماز مقرّرى خود را خواندم و به تعقيب بعد از نماز صبح مشغول شدم ، در محراب خود نشستم و دعا مىكردم .
قسم به خداوند ! آفتاب طلوع نكرد ، تا آنكه فرج من ، از آنچه در آن بودم ، رسيد و در بقيّهء عمرم به من مثل آن عود نكرد و احدى از مردم ندانستند چه بود آن امرى كه مرا درهمّ انداخت ، تا امروز و منّت خداى راست ، له الحمد كثيرا . « 2 »
سيّد بن طاوس اين زيارت را در مصباح الزاير با اختلاف جزيى و بدون تعيين سوره و شيخ كفعمى در بلد الامين « 3 » با سوره نقل كرده و پيش از نماز و زيارت ، غسلى نيز ذكر كرده است .
[ توسّل با دعاى كميل ]
توسّل مخطور به دعاى مأثور بدان يكى از طرق توسّل به حضرت ختمى مرتبت و آل طاهرين آن بزرگوار ، خبرى است كه استادنا المحدّث النورى - زاد اللّه في انوار ترتبه - آن را در كتاب دار السلام از كتاب حبل المتين كه در معاجز بعد از دفن امير المؤمنين عليه السّلام است ، از بعضى از موثّقين
هامش
( 1 ) . سورهء نصر ، آيه 1 .
( 2 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 91 ، صص 32 - 31 .
( 3 ) . البلد الامين ، ص 159 - 158 .