تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
هذا ليعلم انّ الملك منقطع * الّا من اللّه ذى النّعماء و الجود حتّى إذا ولدت عدنان صاحبها * من هاشم كان منها خير مولود و خصّه اللّه بالأيات منبعثا * إلى الخليقة منها البيض و السّود له مقاليد اهل الأرض قاطبة * و الأوصياء له اهل المقاليد هم الخلايف اثنى عشرة حججا * من بعده الأوصياء السّادة الصّيد حتّى يقوم بامر اللّه قائمهم * من السّماء اذا ما باسمه نودى
چون عبد الملك آن مكتوب را خواند و طالب بن مدرك كه رسول او به سوى عامل مغرب بود ، به آن‌چه خود از اين قصّه مشاهده كرده بود او را خبر داد . محمد بن شهاب زهرى در نزد عبد الملك بود . به او گفت : در اين امر عجيب چه مىبينى ؟ زهرى گفت : مىبينم و گمان مىكنم جنّيانى موكّل بودند بر آن‌چه در آن مدينه است كه براى آن‌ها حافظ باشند و به خيال هركه خواست بالا رود ، تصرّف مىكنند ؛ يعنى اين مكتوب و ابيات از تخيّلات بوده ، واقعيّتى نداشت . عبد الملك گفت : آيا از امر آن‌كه به اسم او از آسمان ندا مىكنند ، چيزى مىدانى ؟ گفت : اى امير المؤمنين ، خود را از اين بازدار ! عبد الملك گفت : چگونه خود را از اين باز دارم ، حال اين‌كه اين بزرگترين مقصود من است . هر آينه بگو سخت‌ترين چيزى كه نزد تو است ؛ مرا بد آيد يا خوش آيد . زهرى گفت : على بن الحسين عليه السّلام به من خبر داد ، اين مهدى عليه السّلام از فرزندان فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله است . عبد الملك گفت : شما هر دو دروغ گفتيد و پيوسته در سخنان خود مىلغزيد . اين مهدى ، مردى از ما بنى اميّه است . زهرى گفت : امّا من آن را براى شما از على بن الحسين عليهما السّلام روايت كردم . اگر خواستى ، از او سؤال كن و بر من ملامتى نيست در آن‌چه برايت گفتم . اگر دروغ گفت ، ضررش بر خود او است و اگر راست گفت ، پاره‌اى از آن‌چه به شما وعده داده‌اند ، به شما خواهد رسيد .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 533 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي