كرعه مىگويند كه از بلاد يمن مىباشد ، از آن طرفى كه به بلاد حبشه متّصل است ، ده روز راه است در بيابانى كه در آن آب نيست . « 1 »
عالم متقدّم بعد از نقل اين قصّه فرموده : بين آنچه ذكر شد ، منافاتى نيست ، يعنى خروج مهدى عليه السّلام از كرعه و بين آنچه ثابت شده از اينكه آن جناب در اوّل ظهورش از مكّه ظاهر مىشود ، زيرا آن جناب از موضعى بيرون مىآيد كه در آنجا اقامت دارد ، تا آنكه به مكّه مىآيد و در آنجا امر خود را ظاهر مىكند و بايد دانست ذكر قريهء مذكور ، مخصوص به روايات اهل سنّت نيست ، بلكه در احاديث خاصّه هم از آن قريه اسم برده شده است .
چنانكه علّامه مجلسى در بحار الانوار از كتاب كفاية الاثر « 2 » ثقهء جليل على بن محمد خزّاز نقل نموده كه به اسانيد متعدّد از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت كرده كه بعد از شمردن عدد ائمّه عليهم السّلام فرمود : آنگاه امام ايشان ، از ايشان غايب مىشود . بعد از كلماتى ديگر كه بيان فرمود : حضرت امير عليه السّلام عرض كرد : يا رسول اللّه ! امام غايب در غيبت خود چه خواهد كرد ؟
فرمود : صبر مىكند تا خداوند او را در خروج اذن دهد ، پس از قريهاى بيرون مىآيد كه به آن كرعه مىگويند . بر سرش عمّامهء من است ، درع مرا پوشيده ، شمشير و ذوالفقار مرا حمايل نموده و منادى ندا مىكند اين ، مهدى خليفة اللّه است . او را متابعت كنيد !
گنجى شافعى نيز خبر سابق را به مثل آنچه از حافظ ابو نعيم و ابو العلاى همدانى در كتاب خود ذكر شد ، نقل نموده است ، انتهى و اللّه العالم .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصراط المستقيم الى مستحقى القديم ، ج 2 ، ص 261 - 260 .
( 2 ) . كفاية الاثر فى النص فى الائمة الاثنى عشر ، ج 151 - 150 .