تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
فرود آى ! وقتى فرود آمدم ، گفت : در دنيا و آخرت زيانكار شدى . آن مرد صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه - بود . سپس به سوى غلام ملتفت شدم ، ديگر او را نديدم و من حال ميان شما هستم و از تقصيرى كه كردم ، پشيمانم ، اين حكايت من است . « 1 »

[ ناظر سيد بحر العلوم ] 12 ياقوتة

مكاشفهء ناظر امور ، جناب سيّد بحر العلوم است . عالم جليل و معاصر نبيل نورى در نجم الثاقب « 2 » از مرحوم آقا خوند ملّا زين العابدين سلماسى نقل نموده كه ايشان از ناظر امور سيّد بحر العلوم حكايت كرده : در ايّام مجاورت مكّهء معظّمه با آن‌كه سيّد - عليه الرحمة - در بلد ، غريب و از اهل و خويشان منقطع بود ، در بذل و عطا فجرى القلب بود و اعتنايى به كثرت مصارف و زياد شدن مخارج نداشت . اتّفاقا روزى چيزى نداشتيم ، چگونگى حال را خدمت سيّد عرض كردم كه مخارج زياد و چيزى در دست نيست . چيزى نفرمود ، عادت سيّد بر اين بود كه صبح طوافى دور كعبه مىكرد ، به خانه مىآمد و در اطاقى مختصّ به خودش مىرفت . سپس ما قليانى برايش مىبرديم ، آن را مىكشيد . آن‌گاه بيرون مىآمد ، در اطاق ديگرى مىنشست ، تلامذه از هر مذهبى جمع مىشدند و براى هر صنف به طريق مذهبش درس مىگفت . آن روز كه از تنگدستى در روز گذشته شكايت كرده بودم ، چون از طواف برگشت و حسب العادت قليان را حاضر كردم ؛ ناگاه كسى در را كوبيد . سيّد به شدّت مضطرب شد و به من گفت : قليان را بگير و از اين‌جا بيرون ببر ! خود نيز به شتاب برخاست ، نزديك در رفت و در را باز كرد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 309 - 307 . ( 2 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 730 - 729 ؛ بحار الانوار ، ج 53 ، ص 238 - 237 .