تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
جملهء زهّاد و عبّاد ، بلكه داراى كرامت بوده است . چنان‌كه شيخ باقر مذكور از شيخ مهدى زريجاوى به نقل آقا سيّد محمد هندى سابق الذكر نقل نموده كه گفت : وقتى در مسجد كوفه بودم ، ديدم آن عبد صالح ، حاجى عبد اللّه ، بعد از نصف شب عازم نجف شده تا در اوّل روز به آن‌جا برسد ، من نيز همراه او رفتم . چون به چاهى رسيديم كه در وسط راه است ، شيرى ديديم كه آن‌جا نشسته و صحرا خالى از متردّدين است و غير از من و او كسى نيست . پس من ايستادم ، گفت : چه شده ؟ گفتم : اين شير است . گفت : بيا و باك مدار ! گفتم : اين چگونه مىشود ؟ اصرار كرد و من امتناع نمودم . گفت : اگر ببينى من به او رسيدم ، مقابلش ايستادم و مرا اذيّت نكرد ، آن‌گاه خواهى رفت ؟ گفتم : آرى . پيش افتاد ، نزديك شير رفت و دست خود را بر پيشانى او گذاشت . وقتى چنين ديدم ، به سرعت شتافتم ، با ترس و بيم از او و شير گذشتم . او به من ملحق شد و شير در مكان خود باقى ماند ؛
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
« 1 » ؛ اجرا لخلوص العقيدة و العبادة و الدعاء .

[ مردى در كنار دريا ] 11 ياقوتة

مكاشفهء مردى است كه منزلش كنار دريا بود . سيّد جليل جزايرى در كتاب مقامات النجاه گفته : اوثق برادران من در شوشتر در خانهء ما كه قريب به مسجد اعظم است به من خبر داد و گفت : هنگامى كه در درياى
هامش
( 1 ) . سوره جمعه ، آيه 4 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 485 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي