تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
مىدادند و به كنار مىرفتند ، طورى كه من با آن جمعيّت صدمهء مزاحمت نديدم ، تا آن‌كه داخل مسجد الحرام شده ، در موقف طواف رسيد ؛ متوجّهء من شده ، فرمود : نيّت طواف كن ! سپس روانه شد ، مردم قهرا كوچه مىكردند تا به حجر الاسود رسيد ، حجر را بوسيد و به من اشاره فرمود ؛ بوسيدم . روانه شد تا آن‌كه به مقام اوّل رسيده ، توقّف و به تجديد نيّت اشاره كرد و بار ديگر حجر الاسود را تقبيل نمود و هم‌چنين ، تا آن‌كه هفت شوط طواف را تمام كرد و در هر شوط و دوره‌اى ، حجر را تقبيل كرد و مرا هم به آن امر فرمود و اين سعادت براى همه كس خصوصا بدون مزاحمت ميسّر نمىشود . سپس براى نماز طواف به مقام رفت و من هم با او رفتم ، پس از نماز فرمود : ديگر عمل طواف ، تمام گرديد ، من در مقام تشكّر نعمت و مرحمت او برآمدم ، چند تومان طلا با خود داشتم ، بيرون آورده ، با اعتذار تمام نزد او گذاشتم ، اشاره فرمود : بردار ! از قلّت آن عذر خواستم . فرمود : نه براى دنيا اين كار را نكردم . سپس به سمتى اشاره نمود و گفت : مادر و ياران تو آن جايند ، برو و به آن‌ها ملحق شو ! چون متوجّهء آن سمت گشتم و بار ديگر به جانب او نظر كردم ، او را نديدم . زود خود را به سمت ياران دوانيدم . ايشان را كه ديدم ايستاده و در امر من نگرانند . مادر چون مرا ديد ، مسرور گرديد و از حالم پرسيد . واقعه را بيان كردم ، تعجّب كردند ، خصوصا در آن‌كه در هر دوره ، حجر را تقبيل نمودم و صدمهء مزاحمت نديدم و نام خود را از آن شخص شنيدم . پس ، از شخص معلّم كه با ايشان بود ، پرسيدند ، اين شخص را در جملهء معلّم‌ها مىشناسى ؟ گفت : اين شخص كه او گويد ، از جملهء اين معلّم‌ها و آدم‌ها نيست ، بلكه او كسى است كه پس از يأس ، دست اميد به دامن او زده شده . همگى تحسين كردند و خود ، بعد از التفات به مشخصات واقع ، جازم و قاطع گرديدم كه او امام زمان - عجّل اللّه تعالى فرجه - بوده است و الحمد للّه على نعمائه .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 788 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي