تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦

[ توسل مادر اسماعيل خان نوايى ] 11 ياقوتة

مادر اسماعيل خان نوايى به آن بزرگوار متوسّل مىشود و از اين توسّل اثر مىبيند . عالم جليل و معاصر نبيل عراقى در دار السلام فرموده : روز هفدهم ماه صفر سال هزار و سىصد كه مقارن اشتغال مؤلّف به تأليف اين كتاب است ، حقير در طهران در منزل اسماعيل خان نوايى بودم . اتّفاقا سخن به ذكر اين نوع اشخاص كشيد ، او مذكور داشت مرا مادرى بود كه در كمالات و حالات از اكثر زنان اين زمان ، ممتاز و در صرف اوقات خود ، در طاعات و عبادات بدنى از ارتكاب معاصى و ملاهى ، بىنياز و در عداد صالحات عصر خود ، كم نظير و انباز بود و جدّهء من ، والدهء او زنى صالحه و با استطاعت مالى بود ، چون به موجب تكليف ، عازم حجّ بيت اللّه شده بود ، والده را هم با آن‌كه در اوايل ايّام تكليف او ؛ يعنى ده ساله بود ، از مال خود مستطيع كرده ، به ملاحظهء عدم تحمّل صدمهء مفارقت و آن‌كه شايد بعد از آن والده مستطيع شود و اسباب مسافرت و حجّ برايش فراهم نيايد ، او را با خود برده ، با سلامتى مراجعت كرده بودند . والده حكايت كرد : پس از ورود به ميقات و احرام براى عمره تمتّع و دخول مكّهء معظّمه ، وقت طواف تنگ شد ، به طورى كه اگر تأخير مىافتاد وقوف عرفهء اختيارى ، فوت و به اضطرارى بدل مىشد ، لذا حجّاج در اتمام طواف و سعى ميان صفا و مروه مضطرب شدند و مىگفتند : كثرت ايشان در آن سال زيادتر از سنوات ديگر است . لذا والده ، من و جمعى از زنان همسفر ، معلّمى براى اعمال اختيار كرده با استعجال تمام به ارادهء طواف و سعى بيرون رفتيم ، با حالتى كه گويا از غايت اضطراب ، قيامت بر پا شده بود ؛ چنان‌كه خداوند در بعض احوال آن روز فرموده :
تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ
« 1 » ؛ مادر از بچهء خود ذهول مىنمود و والده و ديگر همراهان به خود مشغول بودند ، گويا بالمرّه از من غفلت نمودند .
هامش
( 1 ) . سوره حج ، آيه 2 .