مأخوذ از كتب سيّد عليخان ناقل اين دو حكايت است و والد او ، سيّد با شرف ، مرحوم سيّد خلف هم از علماى اعيان و فضلاى اركان و صاحب تأليفات رشيقه و تصنيفات انيقه بوده . هركس بيش از اين در حالات اين بزرگواران بخواهد ، به مطوّلات رجوع نمايد كه اين مختصر گنجايش ذكر بيش از آن ندارد .
[ توسل ملاباقر بهبهانى ] 4 ياقوتة
صالح ورع متّقى متّبع ، مرحوم حاج ملّا باقر بهبهانى مجاور نجف اشرف به آن بزرگوار متوسّل مىشود و از اين توسّل اثر مىبيند .
آن مرحوم در كتاب دمعة الساكبه ضمن احوال حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه - مرقوم داشته : از معجزات آن جناب كه خودم آن را مشاهده كردم ، آن است كه فرزندم على محمد كه اولاد ذكورم در او منحصر بود ، مريض شد ، روزبهروز مرضش در تزايد بود و بر حزن و اندوه من مىافزود ، تا آنكه مردم از برء او مأيوس شدند و به موتش يقين نمودند و علما و سادات در مظان دعا برايش طلب شفا مىكردند . شب يازدهم از مرضىاش ، حالش سخت ، مرضش سنگين و اضطرابش زياد شد ، التهابش شديد گرديد و راه چاره بر من بسته شد ؛ به حضرت قائم عليه السّلام ملتجى و متوسّل شدم . با قلق و اضطراب از نزد او بيرون و بر بام خانه بالا رفتم ، بىقرارانه به آن جناب متوسّل شدم و با ذلّت و مسكنت مىگفتم : يا صاحب الزمان ادركنى يا صاحب الزمان اغثنى ! و خود را به خاك عجز و مذلّت ماليدم ، فرود آمدم ، بر او داخل شدم و پيش روى او نشستم . ديدم نفسش ساكن و حواسش بجاست و عرق او را گرفته ، خدا را بر اين نعمت عظمى شكر كردم .
مؤلّف گويد : حاجى مذكور ، مرتبهاى در خواب حضور باهر النور امام عصر - عجّل اللّه فرجه - شرفياب گرديده و خواب آن هم ، توسّلش به اثر ظاهرى حسّى متعقّب شده ، ما كيفيّت آن خواب را در ياقوتهء بيست و هفتم از عبقريّهء نهم ذكر