كدام طرف متوجّه شوم . به سمتى متوجّه شدم و به آواز بلند فرياد مىكردم : يا ابا صالح ! و به آن ، صاحب الامر عليه السّلام را قصد مىكردم ؛ چنانكه ابن طاوس در كتاب امان در بيان آنچه در وقت گم شدن راه گفته مىشود ، ذكر كرده است .
در اين حال كه فرياد مىكردم ، ناگاه ديدم سوارى در زىّ عربهاى بدوى بر ناقهاى سوار است . چون مرا ديد ، به من فرمود : تو از حاجّ منقطع شدى !
گفتم : آرى .
فرمود : عقب من سوار شو تا تو را به آن جماعت برسانم .
عقب او سوار شدم ، ساعتى نكشيد كه به قافله رسيديم . نزديك كه شديم ، مرا فرود آورد و فرمود : پىكار خود برو !
به او گفتم : عطش مرا اذيّت كرده .
از زير شتر خود مشكى بيرون آورد و مرا سيراب كرد . به خداوند قسم ! آبى از آن لذيذتر و گواراتر نخورده بودم ، آنگاه رفتم تا در حاجّ داخل شدم و به او ملتفت شدم ، پس او را نديدم و پيش از آن و بعد از آن هم او را در بين حاجّ نديدم ، تا آنكه مراجعت كرديم . « 1 »
تنبيه رجالى [ توضيح در مورد سيّد عليخان ]
بدان اين سيّد جليل ، سيّد عليخان ، ناقل اين دو حكايت ، غير از سيّد متبحّر سيّد عليخان ، شارح صحيفهء سجاديه - على منشاها السلام - است كه به رياض السّالكين مسمّا مىباشد ؛ اگرچه هر دوى آن بزرگواران از ولات و معاصر بودهاند ، چون اين از سادات مشعشعى حويزى است و آن از سادات شيرازى الاصل ، المدنى النشور و الجوار و هندى الامارة و الولاية بوده ولى در فضل و فضيلت ، و سابقى ميدان بودهاند .
عالم خبير و متّتبع بصير ، آقا ميرزا عبد اللّه اصفهانى تلميذ علّامه مجلسى رحمه اللّه در رياض العلما فرموده : اغلب تحقيقات سيّد معاصر سيّد نعمة اللّه شوشترى ، معاصر
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 300 .